تبليغاتX
کومه له از درون

کومه له از درون

فرهنگی - سیاسی - اجتماعی

سیروان جان سلام از اینکه بلاگ من را لینک دادی متشکرم اما یک انتقاد هم از شما دارم و آن نوع طرح مطالب و نظراتت هست .

اگر چه من یکی از همین مطالبت را با درج منبع آن در بلاگ خودم برای مخاطبین گذاشتم ولی این را نمی توانم انکار کنم که ادبیات شما را نمی پسندم و البته مسئولیت مطلبت را هم به عهده خودت گذاشتم . منتقد باید به نقد مستند و مستدل و البته توام با ادبیات احترام آمیز بپردازد . البته همیشه این احترام به کسی که نقد می شود بر نمی گردد بلکه بهره گیری از کلمات محترمانه در نقد به نوعی احترام به مخاطبین است .

در هر حال امیدوارم از توصیه برادرانه من ناراحت نشده باشی و آن را به فال نیک بگیری . برای این مطلب را برای شما خصوصی ننوشتم که به نظرات خوانندگان مطالبت که به من ایمیل زده و نوع بیان شما را نقد کرده اند احترام گذاشته باشم . ............ موفق باشی

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 2:8 بعد از ظهر  توسط فرزاد  | 

کنگره ره وتی چاکسازی (جریان بازسازی) کومه له زحمتکشان کردستان هم در حالی برگزار شد که تفاوت چندانی با دیگر کنگره های جناح های کومه له نداشت . همان تغییرات جزئی که اصلا با شعارهای فراکسیون اقلیت منشعب از کومه له زحمتکشان که وعده آن داده شده بود جور در نمی آید .

به نظر می رسد که رهبران این جریان هم همانند دیگر رهبران جناح های دیگر کومه له بدون پرداختن به مسائل ریشه ای مبارزه و بدور از واقعیات جامعه سعی داشته اند باری به هر جهت و تنها به خاطر ابراز وجود و اعلام موجودیت حیات سیاسی خود جلساتی را به نام کنگره برگزار کنند تا بتوانند از باد انتقاد منتقدین و مخالفین خود رها شده باشند .

اینکه در درون کومه له یا بهتر بگویم در جهت تحقق شعار وبلاگ من یعنی کومه له از درون عده ای بخواهند حرکت های اصلاحی و سازنده را دنبال کنند هدف ارزشمندی است اما اگر همین عده با سطحی نگری و تنها با پوست انداختن از رخ رهبری کومه له و  به میدان آوردن برخی از چهره های جدید که محبوبیتی هم در میان مردم و علاقمندان به کومه له ندارند شعر اصلاح کومه له را سر دهند کمی مضحک به نظر می رسند .

من با تمام احترامی که برای تنها یکی دو نفر از اعضای کمیته مرکزی منتخب کنگره جریان بازسازی قائل هستم باید بگویم که ماحصل این کنگره که خود نیز از نزدیک شاهد مباحث آن بودم نتوانست به آرزوی دیرینه دلسوزان کومه له جامه عمل بپوشاند .

ضعف تئوری و نیز انحراف در پراتیک و عدم آگاهی از واقعیات اجتماعی جامعه کردستان و ایران و عدم درک صحیح از تحولات جهانی از عمده مشکلاتی است که رهبران فعلی این جریان هم مانند اسلاف خود با آن دست به گریبان هستند .

آری ظاهر امر از برگزاری موفق کنگره یک جریان سیاسی حکایت دارد اما همین ظاهر هم دچار اشکالات اساسی است . چرا که با انتخاب افراد معلوم الحالی همانند بهرام رضائی ُ جلال ناوه و عبدالله (آرام) مدرسی ُ امیر صلواتی و ... به عنوان اعضای اصلی و علی البدل کمیته مرکزی ُ که هر کدام کارنامه سیاهی از فساد اخلاقی و عملی در کارنامه خود دارند و همواره باعث ننگ و رسوائی نام کومه له بوده اند به خوبی ناتوانی و ضعف رهبری این جریان را نیز ظاهر کرد.

براستی چرا نمی خواهیم قبول کنیم که کسی که می خواهد در کومه له نقش رهبر را بر عهده بگیرد باید شخصیتی کاریزماتیک داشته باشد تا بتواند بر محیط پیرامون خود اثر گذار باشد  چطور می توان شخصیت بهرام رضائی که هیچ زن و دختری در کومه له از حرکات غیرانسانی او در امان نیست می تواند کومه له را هبری کند .

تا حالا چند مقاله از او بچاپ رسیده است و چند تئوری و نظریه علمی برای آینده جنبش از او به ثبت رسیده است .

اصلا میزان سواد کلاسیک او و یا آرام مدرسی و یا امیر صلواتی و یا دیگر رهبران این جریان در چه حدی است .اگر مدارک تحصیلی آنها را روی هم بگذاریم چند مدرک لیسانس معمولی که امروز حکم سیکل قدیم رادر جامعه ایرانی دارد می توان به هم وصله و پینه کرد ؟

من به رهبری فعلی کومه له انتقاد دارم برایم هم فرقی نمی کند که این رهبری در جناح عبدالله مهتدی باشد یا در جناح رفرم خواه عمر ایلخانی زاده و یا در حکا . البته مفرضه عبدالله کهنه پوشی که اخیرا با برپا کردن چند تخته چادر در کنار اردوگاه های دیگر کومه له مدعی ایجاد یک کومه له دیگر هستند را نمی توانم به حساب آورم . چون آنها از عبدالله کهنه پوشی گرفته تا دیگر نوچه های مریوانی اش ارزش صحبت کردن را ندارند. و اصلا ماهیت آنها معلوم نیست .

تنها می توانم بگویم که آنها مشتی دزد گردنه گیر هستند که با تهدید و ارعاب برخی از همشهریان خود در مریوان ارتزاق می کنند و البته دریوزگی برای اتحادیه میهنی کردستان را هم باید به آن اضافه کرد .

پس با این حساب من طرفدار کومه له ای هستم که بتواند برای آینده مبارزه و جنبش برنامه واقع گرایانه داشته باشد .......

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 1:49 بعد از ظهر  توسط فرزاد  | 

تب قدرت يا تلاش براي رفرم و اصلاح

مرتضي كامياران

http://www.ashti.nu/okt07/07-10-08c.htm

 

http://www.helwist.com/Komele/Rewt%202/7%20%2010%20%20M.perwizy.htm

 

http://www.renesans.info/articles.php?id=3689

 

قريب به يك سال است كه دمل چركين اختلافات دروني بر بدن كومه له سرباز كرده است . ويروس اين بيماري صعب العلاج از قبل از كنگره 11 به بدنه تشكيلات راه پيدا كرده و راه تكثير درپيش گرفت.

برخي از حكماي سياست ديده و يا بهتر بگويم سياست زده متخصص در بيماري هاي راديكاليسم براي آنكه خود را از قيد معالجه حكيمانه آن برهانند، اين بيماري را تب قدرت ناميدند و با تجويز نسخه اي ، تنها با داروي شفا بخش آن را تعامل بر سر تقسيم مسئوليت ها معرفي كردند تا شايد به خيال خود اين دارو از بيماران آن رفع عطش قدرت كند. غافل از اينكه سال هاست كومه له و يا بهتر بگويم انسان هاي پاك نيتي كه براي رسيدن به حقيقت و آزادي در آن مجتمع شده و جواني و خوشي هاي خود را بر سر اصول آن نهاده اند از آن رنج مي برند.

بله رفقا اين زخم از همان زماني آغاز شد كه در خردورزي جاي خود را به محفل گرائي، شايسته سالاري در واگذاري مسئوليت هاي تشكيلاتي به تبعيض و ارائه تسهيلات به نورچشمي ها داد و هراز چندگاهي با انگ و برچسب وابستگي به رژيم ، خيانت به آرمان هاي كومه له و يا گرايش به فلان حزب به جاي پرداختن به مبارزه ، توان كومه له را كه روزي پيشتاز مبارزه عليه سرمايه داري در كردستان و بلكه در ايران بود را به آرامي گام برداشتن دزدان و حراميان در دل شب، ضعيف و ناتوان تر ساخت تا جائي كه امروز تمام انرژي فعالان كومه له صرف تقابل تشكيلاتي، انتقام و كينه بردن از رفقائي كه روزي با هم براي جوله در ناوچه  تفنگ بردوش به استقبال خطر مي رفتند مي شود.

در اين مدت چند ماهه اخير خيلي از رفقا كه خود نيز در اين وقايع بي تقصير نيستند از سر دلسوزي و چاره انديشي خواسته اند تا با ارائه تصوير و تحليلي روشن از زواياي مختلف به خطر اين بيماري اشاره كنند و من نمي خواهم به اين مطالب استناد كنم شايد من از منظر كسي كه در كومه له مورد بي مهري همين رفقا قرار گرفته ام با بيان اين اين واقعيت ها و انتقاد كه اول از خود شروع مي كنم باز كينه و دشمني آنان را نسبت به خودم بيشتر كنم اما باكي از بيان واقعيت ندارم .

نمي خواهم ژست بيطرفي و مستقل هم به خودم بگيرم چرا كه كار از كار زار گذشته و زمان آن رسيده بي پرده و شفاف نظرات بيان شود تا سيه روي شود هركه در او غش باشد  . بله در مورد خودم بايد بگويم در بدو اين كشمكش ها و زماني كه هر يك از طرفين دعوا به لاينگر و هواخواه نيازمند بودند تا چرخه توازن قوا را به نفع خود در معادلات و مذاكرات رقم بزنند بارها از طرف كساني كه در اقليت هم نبودند به صورتي كاملاً غيرعادي دعوت به همنوائي با آنان مي شدم و كساني كه روزي به هنگام غربت من در كومه له بر طبل افتراء زدن به من مي كوبيدند با دادن وعده و وعيد سعي داشتند تا ما را به قول معروف داخل آدم حساب كنند. اما زهي خيال باطل كه من و خيلي ها مثل من اين بار با اراده اي قوي در مقابل هركسي كه بخواهد باز كومه له را ملك طلق خود بنامد و با تهمت زدن به اين و آن موقعيتي براي خود فراهم سازد و از گرده تشكيلات سواري بگيرد خواهيم ايستاد.

شايد جاي اين صحبت ها نبود ولي وقتي كه جناح حاكم سرمست از پيروزي خود در به قول رفيق عزيز كاك جلال ناوه انتخابات كميته مركزي كاملاً غيرعادي، غير اساسنامه اي و بدور از اراده اعضاء به قلع و قمع منتقدين و نه مخالفين تشكيلاتي خود مي پردازد و يكي را به چوب كمونيست كارگري ، ديگري را به چوب سر به رژيم و فلان كادر باسابقه و رنج ديده را به كم عقلي متهم ساخته و از تشكيلات براند نتيجه چيزي جز انفجار بغض اعتراضات دروني كه خيلي زود به يك موضوع بيروني تبديل شد و به جدائي بخش عظيمم قوه عاقله تشكيلات انجاميد نخواهد بود.

من تملق هيچ كسي را نمي كنم ولي بايد ديد رهبري كومه له كه به شواهد اسناد كنگره تنها نماينده حدود 40% تشكيلات داخل و خارج است چرا مي خواست در ابتداء با ناديده گرفتن انتقادهاي دلسوزانه و مشفقانه با اصرار، جريان خواهان اصلاح و شكوفائي را بال كمينه بخواند .حاكمان فعلي كومه له يا بهتر بگويم مخالفان رشد و شكوفائي كومه له زمينه بهره گيري از تجربه عده زيادي از كادرهاي باسابقه ، فداكار و دلسوز تشكيلات را آن هم تنها به جرم انتقاد از رفتارها و مواضع غيرمسئولانه و اعتراض به نقض اساسنامه كومه له از بين بردند. شايد در ميان جريان ترقي خواه كومه له كساني هم پيدا شوند كه انتقاداتي بر آنها وارد باشد همانطور كه در ميان رهبري فعلي كومه له اين عده كم نيستند اما به راستي مگر پروسه مبارزاتي كومه له چقدر زمان دارد تا بار ديگر كادرهائي همچون عمر ايلخاني زاده و رضا كعبي و جلال ناوه و امثال آنان در صحنه هاي مبارزه عليه نظام سرمايه بپروراند.

شخصيت كاريزماتيك اين عزيزان و ديگر كادرهاي ترقي خواه كومه له شناخته شده تر از آن است كه رهبري كومه له در مصاحبه با نشريه ئاوينه با زيركي سعي داشته كه با بي اهميت خواندن ديدگاه هاي آنان وانمود كند همه ابزار و رسانه هاي كومه له از راديو و نشريات گرفته تا شبكه ماهواره اي روژهه لات تي وي و حتي مسائل مالي كومه له تا قبل از اين زيرنظر و فراتر از آن در اختيار جريان معترض بوده است تا به نوعي رهبران صادق و جريان ترقي خواه كومه له را در تصميم هاي نابخردانه و غيرمسئولانه خود و اطرافيانش سهيم سازد

از هر پيشمرگ و لاينگر كومه له كه در مورد زد و خوردهاي اردوگاه سؤال كني با تنفر از آن ياد مي كند اما به راستي مسبب اين حوادث كيست، آيا مسببان آن براي خانواده هاي نگران پيشمرگان كه در اين روزها امنيت جاني ندارند پاسخ قانع كننده اي دارند .

امروزه هر كسي خود را دايه مهربان تر از مادر براي كومه له مي داند اما آيا واقعاً چه كسي در ادعاي خود صادق تر است . با نگاهي به شعارها و نظرات هر دو طرف به راحتي كساني كه منافع و هوس هاي خود را بر موقعيت كومه له ترجيح داده و با تنگ نظري و تماميت خواهي سعي در سركوب نظرات نو تازه داده اند قابل تشخيص اند.

جداسازي كومه له مطلوب هيچ كسي از دلسوزان كومه له نبوده و نيست اما حركتي كه جريان رفرم آغاز كرده اند نه انشقاق در كومه له بلكه خيزشي براي بازسازي و شكوفائي كومه له است و من با تمام وجود به آن معتقدم.

تا وقتي ديگر البته اگر به سلامت جستي ملخك !!!

مرتضي كامياران

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط فرزاد  | 

در زیر به برخی از اخبار منتشر شده در سایت های کردی توجه کنید من هیچ نظری در مورد این جنگ قدرت نخواهم داد چون شما را بهتری قضاوت کننده می دانم

تكایه‌خۆتان مه‌كه‌ن به‌ "سه‌عید ئه‌لسه‌حاف"ی كوردستان

مه‌جید ئیوه‌ر (كاروان)  karwanmahabadi@yahoo.com

له‌ ماوه‌ی رابردوودا دوو وتوویژ له‌ لایه‌ن كاك عه‌بدولَلآ موهته‌دی و كاك ئه‌بووبه‌كری موده‌رِسی  له‌ چاوپیكه‌وتن له‌گه‌لَ رۆژنامه‌ی ئاوینه‌  و رۆژنامه‌ی رۆژنامه‌ كراوه‌ كه‌ جگه‌ له‌ چه‌واشه‌كردنی راستیه‌كان هیچ شتیكی تری تیدا به‌دی ناكریت.

هاورِییانی حیزبی و پیشمه‌رگه‌كان باش ده‌زانن كه‌ هه‌ر له‌ رۆژه‌كانی گرتنی كونگره‌ی جیناحی كه‌ به‌ناو كونگره‌ی 12هه‌م بوو، له‌ لایه‌ن بالَی پاوانخواز كه‌ به‌ زۆرینه‌ی كومیته‌ی ناوه‌ندی ئه‌وكات ده‌ناسران، هیرش و وه‌لاخستن بۆسه‌ر هاورِییانی ره‌وتی چاكسازی و گه‌شه‌ی كۆمه‌لَه‌ چۆن ده‌ستی پیكرد. یارمه‌تی و خۆراكى مانگانه‌ بۆ بنه‌مالَه‌كان كه‌م كرایه‌وه‌ و یان هه‌ر پییان نه‌درا، یارمه‌تی چه‌ندكه‌س له‌ پیشمه‌رگه‌كان نه‌درا، ئه‌ستاندنه‌وه‌ و شاردنه‌وه‌ی ماشینه‌كان له‌ هاورِییانی ره‌وتی چاكسازی و گه‌شه‌ی كۆمه‌لَه‌ هه‌ر له‌ زووه‌وه‌ ده‌ستی پیكرا، هینانی چه‌ندین كه‌س كه‌ پیشتر هات وچۆیان  بۆ نیو ئۆردووگاكانی كۆمه‌لَه‌ قه‌ده‌غه‌ كرابوو به‌لاَم  به‌مه‌به‌ستی شه‌رِ و ئاژاوه‌ نانه‌وه‌ هه‌ر له‌یه‌كه‌م رۆژه‌كانی دوای كونگره‌وه‌ له‌ لایه‌ن بالَی پاوانخوازه‌وه‌  ده‌ستی پیكرد.

كاك عه‌بدولَلآ له‌ قسه‌كانیدا ده‌لَێ: "ئه‌وه‌ ماشینه‌كان هه‌موو له‌ شوینیك دانراون، هه‌ر كه‌سیك پیویستی به‌ماشین هه‌بیت ، ئه‌وه‌ له‌سه‌ر ئه‌ساسی حیزبی بۆ جیبه‌جآ كردنی كاره‌كانی كه‌لَكی لی وه‌رده‌گری." له‌حالَیكدا خۆی باش ده‌زانآ كاتیك كاك عومه‌ر بۆ چاوپیكه‌وتن و سه‌ردانی ده‌فته‌ری رۆژنامه‌ی ئاوینه‌ پیویستی به‌ ماشین هه‌بوو، به‌ شاهیدی ئه‌و هیزانه‌ی كه‌ بۆ پاراستنی ئه‌منییه‌تی ئۆردووگاكانی كۆمه‌لَه‌ هاتوون نه‌یاندایه‌. كاك عه‌بدولَلآ له‌ به‌شیكی تری قسه‌كانیدا ده‌لَیت: "ئه‌و كه‌سانه‌ی كه‌ له‌ شاری سلیمانی و سه‌ر سنووره‌كان هیناوماننه‌ته‌وه‌ بۆ نیو ئۆردووگاكان، بۆ پاراستنی كۆنگره‌و به‌رگری له‌ كۆمه‌لَه‌یه‌." بۆ كاك عه‌بدولَلآ مه‌گه‌ر ئیمه‌ هیرشمان ده‌كرده‌ سه‌ر كۆنگره‌ی ئیوه‌ كه‌ ده‌بوایه‌ كه‌س بهینن بۆ به‌رگری له‌ كۆمه‌لَه‌؟ ئه‌وه‌ له‌ چ كاتیكه‌وه‌  ئیوه‌ بوونه‌ته‌ كۆمه‌لَه‌ و ئیمه‌ش ، وه‌ك بۆخۆتان ده‌لَین بووینه‌ته‌ نه‌یار یان جاش؟!

ئه‌و كاره‌ی كه‌ كۆماری  ئیسلامی به‌رامبه‌ر به‌ راگه‌یاندن و ره‌خنه‌گرانی ده‌یكات ئیوه‌ش ئه‌و كاره‌تان نه‌كرد؟ ئه‌گه‌ر خوینه‌كه‌ی سه‌رو چاوی ئاسۆی ئیسلام په‌نا و جیگای سیمه‌كانی به‌ناو پاریزه‌ره‌كانی كۆمه‌لَه‌ت له‌سه‌ر جه‌سته‌ی وریامحه‌مه‌دی و سه‌ر شكانه‌كانی هاورِییان كورشی زاهیری و حه‌بیب الله سه‌یف په‌ناهی و موسلیم و فواد، نه‌دیوه‌ تكایه‌ سه‌ردانی مالَپه‌رِه‌ هه‌والَنیرى و سیاسییه‌كان بكه‌.

كاك ئه‌بووبه‌كری موده‌رِسی له‌ وتوویژ له‌گه‌لَ رۆژنامه‌ی رۆژنامه‌ ده‌لَیت: "سه‌ره‌نجام جیابوونه‌وه‌یه‌ك كه‌ ده‌میك بوو هاورِییان كاریان بۆ ده‌كرد روویدا." به‌لاَم دان به‌وه‌دا نانآ كه‌ هه‌موو ریگاكانی دیالۆگیان به‌ بنبه‌ست گه‌یاندبوو.

ئه‌گه‌ر كاك محه‌مه‌دی شافیعی له‌ بیری مابی كه‌ له‌یه‌كه‌م رۆژی گرتنی كۆنگره‌ی جیناحی خۆیان پیم گوت: "ئه‌وه‌ دیموكراسی حیزبیتانه‌؟ بۆ  به‌ وه‌دواخستنی كونگره‌ دریژه‌تان به‌ دیالۆگ و دۆزینه‌وه‌ی ریگا چاره‌یه‌ك بۆ چاره‌ سه‌ركردنی كیشه‌كان نه‌ده‌دا؟" ئه‌وه‌ ته‌نیا جوابی كاك محه‌مه‌دی شافیعی بوو: "به‌ قورِ قورِۆچه‌كه‌ی ملمان گه‌یشتووه‌، هیچی تریان لی قبوولَ ناكه‌ین. ده‌بی برِۆن! ئه‌وان جیگایان لیره‌دا نه‌ماوه‌."

له‌ به‌شیكی دیكه‌ی قسه‌كانیدا،  كاك ئه‌بووبه‌كر ده‌لَیت: "له‌ لایه‌كی دیكه‌وه‌ ناویك كه‌ بۆ حیزبه‌كه‌یان هه‌لَبژاردووه‌، خۆی پیشانده‌ری ئه‌وه‌یه‌ كه‌ ناتوانن ناویك له‌سه‌ر ئه‌و جیاوازییه‌ سیاسییه‌ دابنین كه‌ ده‌لَین له‌ ئارادایه‌." پیموایه‌ كاك ئه‌بووبه‌كر نیوی كۆمه‌لَه‌ی له‌ مالَی خۆیه‌وه‌ هیناوه‌ و له‌سه‌ر ئه‌م حیزبه‌ دایناوه‌ و خۆی به‌ ته‌نیا خاوه‌ن ناوی كۆمه‌لَه‌ ده‌زانی كه‌ ئیمه‌  حه‌قمان نییه‌ به‌ ناوی كۆمه‌لَه‌وه‌ هه‌لَسوورِانى سیاسى دریژه‌ پیبده‌ین. با هه‌موو ئه‌و هاورِییانه‌ باش بزانن  كه‌ كۆمه‌لَه‌ ملَكی هیچ تاكه‌ كه‌سیك نییه‌. كۆمه‌لَه‌ به‌رهه‌می خوینی هه‌موو ئه‌و كه‌سانه‌یه‌ كه‌ له‌م حیزبه‌دا بۆ ده‌سته‌به‌ركردنی سه‌ره‌تاییترین مافه‌كانی خه‌لَكی كوردستان خه‌باتیان كردووه‌ و كه‌س ناتوانی نیوی كۆمه‌لَه‌ی شۆرِشگیری زه‌حمه‌تكیشانی كوردستان ئیران بۆخۆی داگیر بكات.

هاورِییان ئه‌گه‌ر ئاورِیك له‌ رابردووی كۆمه‌لَه‌ بده‌ینه‌وه‌ ده‌زانین هه‌ر به‌ گیان به‌ختكردنی كاك فوئاد و له‌ دوای ئه‌و ریبه‌ره‌، له‌ پیش هه‌موو كه‌سیك به‌ ده‌ستی كاك عه‌بدولَلآ موهته‌دی، جیابوونه‌وه‌ی كۆمۆنیزمی كریكاری و په‌رته‌وازه‌ كردنى سه‌دان كادر و ئه‌ندام و پیشمه‌رگه‌ى به‌توانا و فیداكار روویدا و ئه‌مجاره‌ش و له‌ دوای ساغبوونه‌وه‌ی كۆمه‌لَه‌  دیسان به‌ده‌ركردنی كادر و ئه‌ندامانی له‌میژینه‌ی كۆمه‌لَه‌ له‌ لایه‌ن هاورِییانی ده‌فته‌ری سیاسییه‌وه‌ چیان به‌سه‌ر ئه‌م حیزبه‌دا هینا. ئه‌لقه‌ی كۆمه‌لَه‌یان بۆ ده‌سه‌لاَتخوازیی خۆیان ته‌نگ و ته‌نگتر كرده‌وه‌ و ئیستاش به‌ پیشیل كردنی هه‌موو بنه‌ماكانی حیزبی مۆری ته‌ئیدیان له‌ جیابوونه‌وه‌یه‌ك دا كه‌ ویستی خۆیان بوو.

با له‌ كۆتاییدا ئه‌وه‌ش بلَیم كه‌ به‌ چه‌واشه‌كاری و به‌رپه‌رچدانه‌وه‌ ناتوانن خه‌لَكانیك فریوده‌ن  كه‌ هیوایان به‌ كۆمه‌لَه‌یه‌ و داهاتووش به‌ كرده‌وه‌ ئه‌وه‌ روون ده‌كاته‌وه‌ كه‌ چ كه‌سانیك وه‌فادارانی راسته‌قینه‌ی كۆمه‌لَه‌ن.

ریكه‌وتی 28/9/2007

تنها یک کومه‌له‌ (نگاهی به‌ گفته‌های آقای حسین رحمان‌پناه‌ در مورد کۆمه‌ڵه)

 کریم مولودی

چندی پیش کاک حسن رحمان پناه‌ عضوکمیته‌ مرکزی سازمان کردستان حزب کمونیست ایران در بحثی که‌ در سایت بۆ‌روژهه‌لات مطرح کرده‌اند اظهار داشتند که‌ ایشان تنها میتوانند شاهد یک کومه‌له‌ باشند نه‌ سه‌ ‌کومه‌له‌.

مسئله‌ای که‌ همیشه‌ مرا رنج میدهد اغراق کردن دوستان وفعالین احزاب سیاسی مختلف در کردستان است، نمیدانم چرا باید این دوستان در مورد کوچکترین مسئله‌ ای باید به‌ تحریف واقعیتها  واغراق کردن پناه‌ ببرند؟ چرا همیشه‌ خودرا از دیگران بهتر دانسته‌ ویک لحظه‌ هم  واقعیات موجود حزبشان رابیان نمیکنند، در تفسیر مسائل و تحلیل های سیاسی خود همیشه‌ مبنای بحثشان را  این قرارداده‌اند که‌  آنها از همه‌ بهتر هستند وهیچ اشکالی هم در پیشبرد اهداف سازمان یا حزبشان وجود ندارد.اما  واقعا اگر ما لحظه‌ای درست بیندیشیم این نوع برخوردها از طرف مسئولین سیاسی احزاب توهم پراکنی محض است. شگرد جدیدی است که‌ این دوستان برای بقای خود در میان توده‌های مردم در پیش گرفته‌اند و سرچشمه‌ همه‌ این تحریفها و دروغ پردازی هاهم به‌ عقیده‌ من  برای اولین بار از طرف حزب به‌ اصلاح کمونیست کارگری ورهبر مرحوم شان، منصور حکمت در سطح جنبش انقلابی مردم کردستان رواج پیداکرد وجای  اصول وسنتهای پاک صادقانه‌ در این جنبش را گرفت و حال در میان احزاب دیگر همچون حزب کمونیست ایران وغیره‌ هم مسئله‌ عادی شده‌ است.

حسن رحمان پناه‌ آگاهانه‌ یا ناآگانه‌ مسئله‌ را نادرست و مبهم مطرح کرده‌اند. ایشان میبایست بگویند که‌ ما تاحال شاهد یک کومه‌له‌ بوده‌ایم و بس نه‌ سه‌ چهارتا کومه‌له‌. ایشان نیک میدانند که‌‌ همه‌ مردم کردستان هم یک کومه‌له‌ را میشناختند  نه‌ بیشتر. یعنی همان کومه‌له‌ ای که‌ مدرسه‌ وآموزشگاهی سیاسی برای من وکاک حسن وهزاران جوان مبارز کرد دیگر بود. کومه‌له‌ای که‌ به‌ واقعیت پرچم مبارزات کارگران وزحمتکشان کردستان را بر دوش گرفت بود و رهبری جنبش آنها را در دست داشت و اساس ومبنای برنامه‌های مبارزاتی خود را بر صداقت وپاکی پایه‌ گذاری کرده‌بود هیچ کس در مورد سیاستهای آن توهمی به‌ خود راه‌ نمیداد. بارها ما از مردم این را میشنیدیم که‌ کومه‌له‌ای ها دروغ نمیگویند همه‌ چیزشان برای مردم آشکار است . من فکر میکنم احزابی  که‌ امروز با نام کومه‌له‌ خود را به‌ کارگران وزحمتکشان کرد معرفی میکنند، تنها عکسی از آن جریان میباشند یا تنها تابلویی بیش از آن جریان نیستند. کاک حسن باید بداند.  شاید تا اندازه‌ای افراد و کادرهای کومه‌له‌ در این جریانات باقی مانده‌ باشد اما دارای آن تفکر وسیاستهایی نیستند که‌ در کومه‌له‌ داشتند. هر یک به‌ اندازه‌ کافی تغیر در شیوه‌ رفتار وبرنامه‌ فعالیت سیاسی خود کرده‌ واین تغیروتحولات هم به‌ نظر من انقلابی وصادقانه‌ نیست، بلکه‌ بیشتر جنبه‌ معامله‌ گرانه‌ وبه‌ نوع بساز وبفروش به‌‌ خود گرفته‌ اند. مثل بحثی که‌ کاک حسن میکنند .کاک حسن اگر فکر میکنند سازمان  انقلابی زحمتکشان کومه‌له‌ ی واقعی نبود و دلیل متلاشی بودنش هم  این را بحساب میآورند، باید بگویم  حزب و سازمانی که‌ ایشان در رهبریش هستند هم کومه‌له‌واقعی نمیباشند خود رافریب میدهند و نوعی توهم پراکنی را در پیش میگیرند. اگر واقعیت رابخواهید حزب وسازمان کاک حسن اوضاع درونیش از حزب زحمتکشان بیشتر درهم وبرهم و آشفته‌‌تر میباشد. تازه‌ اگر سازمان زحمتکشان به‌ دوجناح تقسیم شدند حزب کمونیست وسازمان کردستان  آن دارای چندین طیف مختلف میباشد. اگر روزی کارشان حادتر شود وبه‌ انشعاب بکشند فکر نمیکنم چیزی از آن باقی بماند .

در حزب کمونیست ایران آنچه‌ که‌ مشخص باشد دوطیف اصلی یکی به‌ اسم چپی ها در این سازمان  ودیگری کردها  در جدال مداوم هستند. تاریخ این اختلافات  برمیگردد به‌ حداقل ده‌ سال پیش.  یک طیف دیگر که‌ بطرف  دنیای بهتر منصور حکمت تمایل دارد  واخیرا هم تا جایی که‌ من خبر دارم تعدادی هم حکمتیستی در آنها غوته‌ور میباشد یعنی به‌ قول معروف چهار طیف مختلف در تشکیلاتشان وجود دارد و باید گفت رحمت به‌ جریان قبلی که‌ دوتا شدند. خلاصه‌ اینکه‌ تشتت و تنوع فکری و ایدئولوژیکی در حزب کمونیت به‌ حدی است  که‌ در صورت انشعاب ، کار از دوشه‌قه‌ شدن فراتر و ممکن است بیشتراز 4 تا 5 شقه‌ شوند !

این است که‌ من میگویم باید برای بقای خود واقعیتها را از انظار مردم دور نگه‌ داشت وگرنه‌ زنده‌ نخواهید ماند. کاک حسن در تمام طول بحثشان یک لحظه‌ هم به‌ مسائل درون تشکیلات خود اشاره‌ نمیکند وهمه‌ را در جیب چپش قایم میکند تا کسی بویی از آن نبرد. من امیدوارم که‌ کاک حسن یا کسانی دیگر مرا به‌ جریانی ربط ندهند و مارکی به‌ من نزنند. چون من به‌ هیچ جریان مشخصی تعلق ندارم ومعتقد هستم پروژه‌ کومه‌له‌ دوران آخر خود را طی میکند. این جنگ وجدالها نشانه‌ به‌ بن بست رسیدن این پروژه‌  میباشد. دوستان جریان کومه‌له‌ علیرغم همه‌ ادعاهایی که‌ شما و احزابی که‌ از کومه‌له‌ جدا شده‌اند میکنند، روزهای پایانی خود راسپری میکند. البته‌ نه‌ مثل نام کومه‌له‌ ، بلکه‌  سیاستی که‌ به‌ اسم کومه‌له‌ تبلیغ میشود. این سیاستهاست دیگر مصرف امروز را ندارد، خودتان فکر کنید بیش از ‌ ده‌سال هم میباشد یک نفر به‌ هیچ یک از شما ها اضافه‌ نشده‌ و به‌ دنبال  برنامه‌ وسیاستهای  شماها نیامده‌ وتازه‌ هر روزهم تعدادی با آن خداحافظی کرده‌ وجدا میشوند .

بگذریم از اینکه‌ گزارشاتی که‌ در ساتیهای انترنتی تان درج مینمایید و خبر از فعالیتهایتان در میان کارگران ومردم ایران وکردستان میکنید چقدر مبتنی بر قاگعیات است . واقعیت این است که‌ در هیچ کجای نه‌ کردستان نه‌ ایران چهار فعال تشکیلاتی ندارید. به‌ نظرمن سیاست و افکاری  که‌ این تشکیلات ها را رهبری میکنند  هم سر خود و هم سر مردم  کلاه‌ میگذارند. اینها نوعی بینش هستند که‌ دورانشان به‌ پایان رسیده‌ است. تازه‌ از نظر منطقی هم مسئله‌ را بررسی کنید دوستانی که‌ در رهبریت این احزاب نشسته‌اند  خدمت خود راکردند جادارد میدان رابه‌ کسان دیگر به‌ جوانان که‌ دارای نیرو وتوان بیشتری هستند بدهند و از دروغ وتوهم پراکنی دست بردارند .

دوست عزیز مسئله‌ این است چطور امکان دارد سه‌ سازمان همه‌ دارای یک برنامه‌ باشند، اما نتوانند باهم در یک تشکیلات جمع شوند و همکاری کنند. تازه‌ هر روز گروهی به‌ اسم و رسمی از آنها جدا میشود این مسئله‌ نه‌ تنها شامل حال شما مثل حزب کمونیست و سازمان زحمتکشان میباشد بلکه‌ حزب کمونیست کارگری وحکمتیسم و جوادیسم والاخر...... آنها هم هر سه‌ وچهارتایشان دنبال برنامه‌ دنیای بهتر هستند در چهار حزب یک برنامه‌ چطور مردم برایشان سئوال پیش نمیآید چهارتا حزب دنبال یک دنیای بهتر میباشند، راستی  دنیای کدام یک از آنها واقعی است . به‌ نظر من هیچ کدام ازآنها. آنها هم دوکان باز کردند ، منتها تفاوتشان باشما در اینست که‌ بععضی دارای دوکان دوو نبش هستند و شما دوکان یک دهنه‌!!

طیفی که‌ در بیش از دوده‌ مبارزات مردم ایران وکردستان را رهبری میکردند امروز توان تحمل دیگاه‌های تازه‌ و جدید را در کنار خود ندارند. این نشانه‌  ناتوانی فکری رهبریت این احزاب میباشد.  بیش از سی سال است کومه‌له‌ وحزب کمونیست شما برنامه‌ای را برای خود و مبارزات مردم ارائه‌ داده‌اید ‌ وجدانن تاحال توانسته‌اید در یک خیابان  در این ایران پهناور به‌ مرحله‌ عمل در بیاورید و به‌ آن تحقق ببخشید؟ یا تا کنون توانسته‌اید کارگران یک  کارگاه‌ کوچک را در ایران عظیم به‌ اهداف خودشان آشنا کنید؟

قضیه‌ این است مردم کرد بنا به‌ سوابق مبارزاتی که‌ دارند بیشتر از من وشما درک این مسئله‌ را کرده‌اند  وراه‌ خود راانتخاب نموده‌‌اند.  تازه‌ مردم کرد اکنون در آن سطح از آگاهی نیستند که‌ دو یا سه‌ دهه‌ پێش من و شما در میان آنها بودیم.  آنها خیلی آگاهانه‌تر از من وشما به‌ مسائل ومبارزات خود فکر میکنند. این واقعیتی است که‌ شما نمیبینید چون در میان آنها نیستید واز اینجاهم نسخه‌ پیچیدن کار به‌ جایی نمیرساند . راست است که‌ هیچ مبارزه‌ای بدونه‌ وجود احزاب نمیتواند به‌ نتیجه‌ مثبت برسد ، ولی نه‌ این احزابی که‌ امروز خود را قیم مردم میخوانند ونمیتوانند در یک برنامه‌ مشترک باهم به‌ توافق جزئی برسند. چون همانطور که‌ در سطور فوق اشاره‌ کردم ، رهبریت احزاب موجود از هر نظر کارشان به‌ پایان رسیده‌ . تازه‌ از نظر توان فیزیکی هم مسئله‌ رابررسی کنید کجا این دوستان میتوانند فعال باشند وهمچون گذشته‌ به‌ هرطرف که‌ بخواهند بچرخند. بهترین راه‌ این است تا این دوستان ارزش وحرمت سیاسی خود رااز دست نداده‌اند، میدان را برای نیروی جوان و افکار تازه‌ خالی کنند. تا بتوانند مبارزه‌ مردم را به‌ پیش ببرند.این به‌ بدان معنا نیست که‌ من پاسیفیسم را تبلیغ میکنم ومنظورم این باشد که‌ همه‌ در خانه‌هایشان بنشینند دست از فعالیت بردارند. شما اگر به‌ احزاب اروپایی نگاه‌ کنید هر هفت هشت سال یک بار رهبری خود راعوض میکنند وافراد جوان باافکار تازه‌ رهبریت رادر دست میگیرد من از روزی که‌ کومه‌له‌را شناخته‌ام همین افراد در صدر قدرت هستند وتشکیلات دنبال همان برنامه‌ای است که‌ سی سال پیش ارائه‌ داد بود. مقداری واقع بین باشید بخود بیاید وخود دیگران را فریب ندهید.

شما در نظر بگیرید کومه‌له‌ای که‌ من و شما در آن فعال بودیم امروز به‌ بیش از هشت جریان تبدیل شده‌ است. کدام یک از این جریانات توانسته‌ خطی جدید را به‌ برنامه‌ خود اضافه‌ کند، جزء همان که‌ مردم کرد بیش از دو دهه‌ است میشنوند وخوانده‌اند. در صورتیکه‌ جامعه‌ به‌اندازه‌ای تغیر کرده‌ که‌ من و تو اگر روزی بتوانیم برگردیم خودمان را گم میکنیم .

مقداری از بحث خارج شدم اما کاک حسن اگر فکر میکنید حزب شما بر اساس همان اصول وموازینی که‌ کومه‌له‌ داشت پیش میرود، نگاهی به‌ برخورد رهبریت تشکیلاتتان به‌ نظرات کاک مینه‌ حسامی بیندازید. تا جایی که‌ من این بحث هارا دنبال کردم چندین مارک وتهمت وبر چسب به‌ این دوست وفعال قدیمی خود زده‌اید. آیا حزب شما دمکراسی را از کومه‌له‌ اصلی به‌ ارث برده‌؟  وجدانآ کومه‌له‌ به‌ دیدگاه‌های متفاوت در درون تشکیلات به‌ این شیوه‌ برخورد میکرد که‌ شما میکنید ؟ یا من و شما که‌ در آن تشکیلات بودیم به‌ همسنگران خود که‌ دارای افکاری جدا بودند به‌ این شیوه‌ امروزی شما ها برخورد میکردیم . بیاد بیاورید وقتی که‌ سازمان پیکار متلاشی شد وقتی چپ های فارس زبان از احزاب کوچک وبزرگ در کومه‌له‌ فعالیت میکردند افرادشان به‌ چه‌ صورتی در کومه‌له‌ پذرفته‌ شدند بودند این ساده‌ترین بیان واقعیات است لازم به‌ تئوریزه‌کردن این بحث نیست. واقیت این بود که‌ شما بی نهایت عقب گرد کرده‌اید  . من فکر میکنم سخت در اشتباه‌ می‌باشید. شما می بایست می گفتید که‌ : ما شاهد یک کومه‌له‌ بودیم و امروز نظیرش را نمیبینیم!

موفق و پیروز باشید

زنده‌باد کومه‌له‌

زنده‌باد مردم کرد

آیا راهی برای برون رفت وجود دارد؟

جلال ناوه‌

بیش از یک­سال و نیم است که اختلافاتی در داخل دایره رهبری کومه­له شکل گرفته است. این اختلافات به تدریج به سطح تشکیلات و خارج از مرزهای تشکیلاتی به بیرون هم سرایت کرد. اکنون به صورت علنی در همه جا صحبت از اختلافات و جناح­بندی کومه­له مطرح است که ممکن است برای خیلی­ها ناروشن باشد که اختلاف بر سر چیست؟ اختلافات اخیر متاسفانه با بحث و دیالوگ درون تشکیلاتی پیش نرفت بلکه به صورتی نامناسب در سایت­های انترنتی و با تهمت و افترا و شخصیت شکنی به بیرون درز کرد که هم باعث دلسردی مردم و نگرانی فراوان در داخل گردید و هم این­که مدت یک­سال است کومه­له را کاملا بی­تحرک و نابسامان کرده و تمام وجوه فعالیت کومه­له را تحت شعاع خود قرارداده است. در حالی که رهبری در درون خود مشغول جنگ بی­حاصلی است، کومه له تماما راکد مانده است.

هفت سال قبل هنگامی که از حزب کمونیست ایران جدا شدیم و تصمیم به فعالیت به نام کومه­له گرفتیم، امیدها و آرزوهای فراوانی در جامعه کردستان به وجود آمد. جدایی کومه­له از حزب کمونیست ایران با پشتیبانی وسیع و روی­آوری گسترده روبرو شد که هم در داخل و هم در خارج کشور تحرک نوینی به کومه­له، طیف کومه­له و کسانی که علاقمند به سرنوشت آن بودند، داد. به آن رویی آوردند و به آن امیدوار شدند. نام کومه­له و بازسازی کومه­له به مثابه تکان بزرگی در جامعه کردستان اذهان را به سوی خود جلب کرد. کومه­له­ای که در درون حزب کمونیست ایران بی­تحرک و گردو خاک گرفته و خاموش بود و به سوی آن می­رفت که در اذهان مردم کردستان به فراموشی سپرده شود، با اعلام بازسازی امیدهایی را برانگیخت. کومه­له که وارد حزب کمونیست شد، حزبی که هرچند با فداکاری هزاران مبارز و رزمنده همراه بود اما هرگز نتوانست رشد کند و قوام بگیرد، هست و نیست خود را در راه حزب کمونیست گذاشت. این حزب برخواسته از مبارزات مستقیم کارگران نبود بلکه از ائتلاف کومه­له و اتحاد مبارزان بود که هیچ جایگاهی در مبارزات سیاسی و اجتماعی نداشت، به وجود آمد. حزب کمونیست هیچ­گاه به یک حزب موثر و مطرح تبدیل نشد اما تاثیرات تشکیل چنین حزبی بر کومه­له چنان نامطلوب بود که هنوز کومه­له را در همه­ی جریاناتی که مدعی آنند، رها نکرده است.

کومه­له سرمایه عظیمی برای قوام گرفتن حزب کمونیست ایران اختصاص داد و در واقع می­توان گفت که موجودیت و حیثیت سیاسی­اش برای آن گذاشت. کادرهای سرشناس، رزمنده­ترین پیشمرگان و شخصیت­های با نفوذ تا کل امکانات مالی به پای حزب کمونیست گذاشته شد. اما متاسفانه این حزب نه تنها نتواست به حزب طبقه کارگر تبدیل شود که در برابر دیدگان همگی ما کومه­له را روز به روز از مبارزات واقعی مردم کردستان دور می­کرد و به گوشه تحولات این جامعه می­کشاند. هرچند عدم موفقیت حزب کمونیست ایران دلایل خود را دارد و باید ریشه­یابی شود اما این پروژه شکست خورده و ناموفق، کومه­له را تا پرتگاه و نابودی کشاند.

این شرایط طیف کومه­له را بخصوص بر سر دوراهی قرار می داد، یا ادامه همان پروژه و بیرون آمدن از حزب کمونیست ایران و آغاز فعالیت مجدد به نام کومه­له. اما این تصمیم متاسفانه با شتابزدگی و بی­برنامه اجرا شد. شتابزدگی و بی برنامگی و تعجیل باعث شد که طیف وسیع و عظیم کومه­له برای این حرکت بسیج نشود و تنها بخشی از رفقای کومه­له به این جریان پیوستند. فضای پس از حزب کمونیست و تهمت و افتراهای آنان که از سنت کمونیسم کارگری گرفته شده بود که هرکس با تو باشد کمونیست است و دیگران دشمن محسوب می­شوند، و عدم امکانات و عدم توانایی ما در جذب کسانی که به این تحول و بازسازی امید بسته بودند باعث شد که هم طیف وسیع کومه له را نتوانستیم همراه خود کنیم و هم این که کم­بهادادن به جنبه­های سیاسی و نظری و عمدتا تکیه بر اختلافات تشکیلاتی و بعضا افتادن در دام مقابله به مثل­های حزب کمونیست فاصله­ای بین ما و طیف کومه­له ایجاد کرد. به ما القا شد که تنها ما کومه­له هستیم و دیگران حزب کمونیست؟

به نطر من این تصور اشتباهی بود. کومه­له دسترنج همگی کومه­له­ای­ها است. کومه له گرایش معینی در جامعه کردستان است. کومه­له نه اتفاقی به وجود آمد و نه تصمیم اتفاقی کسانی که آن را تشکیل دادند، بود.کومه­له نیاز فکری جامعه­ای بود که گرایش راست آن تحزب یافته بود، اما گرایش چپ و رادیکال جامعه می­بایست تشکل و حزب خود را می­ساخت. طبیعی است وقتی که کومه­له اعلام موجودیت می­کند در فاصله زمانی خیلی کوتاه به سرعت رشد می­کند، نسلی از شریف­ترین و رزمنده­ترین مبارزین کردستان را جذب می کند و به طرز خیره کننده ای در سرتاسر کردستان کادرهای سرشناس این جریان پرورده می­یابند.

کومه­له پس از جدایی از حزب کمونیست ایران جان تازه­ای به جنبش حق­طلبانه مردم کردستان  بخشید و باردیگر کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده کردستان را امیدوار کرد که حزبشان را مجددا یافته­اند. چند سال اولیه فعالیت این دوره جدید کومه­له توانست باردیگر کومه­له را به اعماق جامعه کردستان بکشاند. خصوصیت کومه­له تلاش برای برقراری پیوند با جنبش­های اجتماعی و مقابله با معضلات اجتماعی و تلاش برای پیوند با مبارزات کارگران، زنان و ستمدیدگان و تلاش برای رهبری جنبش در کردستان بود.  کومه­له با بیرون آمدن از حزب کمونیست ایران تلاش کرد که این جریان را از آوار این حزب بیرون آورد و فعالیت هایش را بهبود بخشد. اما رهبری کومه­له متاسفانه نتوانست از این جنبش گسترده و این اعتماد به وجود آمده، برای تبدیل­کردن کومه­له به حزب فراگیر و موثر بهره گیرد. رهبری کومه­له در درون تشکیلات سمبل وحدت و یک­دلی باشد و هم در جامعه کردستان به سرعت اتوریته و اعتبار خود را بالا ببرد. اما متاسفانه شاهد آنیم که رهبری خود دچار تفرقه شد. در حالی که کار اصلی یک رهبری توانا و دوراندیش فراهم­آوردن وحدت از حتی مخالفین است. رهبر توانا کسی است که مانع از انشقاق و جدایی حزبش شود. رهبر توانا کسی است که با مخالفین خود بتواند کار کند. این اعتماد به نفس می­خواهد. و همین است که آینده وحدت را در کومه­له فراهم می­کند. چرا که در دوران ما وجود اختلاف سیاسی و سلیقه و تفاوت­های سبک­کار و نظر وجود دارد. رهبری توانا باید بتواند همه آن­ها را در خدمت یک استراتژی واحد به کار گیرد. همین جا باید بگویم که از نظر من وظیفه یک رهبری ایجاد بالانس بین گرایشات فکری نیست. کومه له باید دارای اهداف پایه­ای و مبانی فکری­اش روشن باشد. اما اختلاف سیاسی و تاکتیکی را تحمل کند.

دیرزمانی نپائید که این سیر رو به رشد کند شد و کومه­له دچار اختلاف درونی دایره رهبری شد. مقطع کنگره یازده بحران درون رهبری و اختلافات به اوج خود رسید.  تا آن جا که انتخابات برای رهبری در کنگره به بن بست رسید. مصلحت فعالیت مشترک و حفظ یک پارچگی کومه­له همگان را به راه حل عاطفی و آشتی­کنان کشاند و کنگره رهبری سابق را ابقا کرد و به پایان رسید.

اما قابل پیش بینی بود که چنین فضایی کوتاه مدت است. در اولین پلنوم تغییر در دفتر سیاسی به این اختلافات دوباره دامن زد. و در کنفرانس­های خارج کشور اصطکاک­ها مجددا شدت گرفت. تا این که در پلنوم دوم کمیته مرکزی جناح های اقلیت و اکثریت بیشتر خود را نشان دادند. و در همین پلنوم تعدادی از اعضا کمیته مرکزی، اقلیت کمیته مرکزی را اعلام نمودند. و اختلافات نهادینه و رسمی­تر شد. به نظر من این سطح از اختلافات اعلام اقلیت را توجیه نمی­کند. سنت تشکیلاتی ما اقلیت را تاب نیاورد و به همین دلیل شایعات به جای بحث سیاسی رونق گرفت. به نظر من این سنت احزاب کردستانی است که اکثریت ظرفیت به رسمیت شناختن اقلیت را ندارد و اقلیت هم مرزهای خود را رعایت نمی­کند. با اعلام اقلیت امید به کار مشترک کم شد. هرچند اقلیت در بی تحرکی سهیم است اما بی انصافی است که همه کاسه و کوزه ها را بر سر آن شکست. دفتر سیاسی نیز با نشان­دادن کم­ظرفیتی و قبضه­کردن ارگان­های اصلی و عدم تلاش برای یافتن راه حل اصلی به شکاف­های درونی شدت داد. بدین­ترتیب قدرت طلبی از هردو جناح آشکار شد.

 تبدیل­کردن کومه­له به ملک شخصی و رواج­دادن این طرز فکر و این شیوه هرکس آنان را تائید کند، کومه­له است و مخالفین خودی نیستند. و متاسفانه سنتی است که دارد در کومه­له رواج پیدا می­کند و بتدریج هم­خط بودن و هم­جهت سیاسی دارد جای خود را به مطیع و وردست می­دهد. فضای بسته دفتر سیاسی_ که در دو پلنوم در بهار و تابستان 2005 از سوی اعضای کمیته مرکزی نقد شد_ و تبدیل­کردن دایره رهبری به خودی و غیرخودی، استفاده مقطعی و ابزاری از کادرها و حتی افراد کمیته مرکزی تماما از تفکری نشات می­گیرد که کومه­له متعلق به جمع محدودی است.

چون اقلیت ک.م عمدتا بر مسائل تشکیلاتی متمرکز شد و در هنگام پادرمیانی دوستان کومه له دیدیم که این رفقا از پلاتفرم ارائه شده سخنی به میان نیاوردند. به نظر من اقلیت اجازه نداد که پتانسل واقعی تغییر در کومه­له در مسیر صحیحی به حرکت بیفتد. و همین باعث شد که شمار زیادی که تمایل به هم­کاری در راستای تغییر مثبت در کومه­له داشتند، سکوت کنند. اقلیت از نطر من جمع مخالفین است نه اقلیتی که جهت­گیری و دیدگاه­های خود را روشن­کرده باشد و بخواهد کومه­له را از این بن­بست رها کند.

از طرفی دیگر اکثریت و در واقع دفتر سیاسی مدت­هاست که پروژه بازسازی و تغییر و تحول در کومه له را خاتمه یافته می دانند و کومه­له را در حال انتظار قرار داده­اند. هیچ طرح و برنامه­ای برای بیرون کشیدن کومه­له از مشکلاتش ارائه نمی­دهند. در حالی که این رفقا به وضع موجود راضی نبوده و می­بایست که خود نیروی محرکه این مسایل باشند. این رفقا کومه­له را در حال انتظار و دست روی دست گذاشتن و دلخوش­کردن به یک دیپلماسی ناموفق (که آن هم جای خود دارد که بررسی شود) نگه داشته­اند و مسئله حفظ موقعیت خود را بر همه­ی مسائل دیگر مطرح شده ارجحیت می­دهند.

به اعتقاد من مشکلات کومه­له فراتر از اقلیت و اکثریت است. پس از جدایی از حزب کمونیست ایران در نقد ایدئولوژی به معنی کلیشه­ای و مذهبی­مابانه مسئله حزب سیاسی مطرح شد و این که ایدئولوژی دوره­اش گذشته و دوره احزاب سیاسی است رویی آوردیم بدون این­که آرمان­خواهی کومه­له توضیح داده شود و آرمان­های کومه­له شفاف به باور عموم تبدیل شود. نتیجه این مسئله تضعیف آرمان­خواهی و ارائه تفسیرهای متفاوت از کومه­له است. ما نتوانسته­ایم به تفسیر مشترک از کومه­له و آرمان­هایش دست یابیم. به اعتقاد من آرمان­خواهی در کومه­له تضعیف­شده، تعلق خاطر به کارگران و زحمتکشان وتداعی­شدن با مبارزات آن­ها و مشکلات و مصیبت­های کارگران و مردم­زجر دیده و معضلات اجتماعی را از آن خوددانستن ضعیف و به جای آن دیپلماسی و چشم­دوختن به راه تحول و اتفاقی خارج از اراده مردم بیشتر مطرح است. در درون تشکیلات قدرت طلبی و موقعیت فردی جای مصالح عموم و جنبش را گرفته است. گرایش چپ در کومه­له حتی با تفسیرهای مختلف در ادبیات و کانال­های تبلیعی کم­تر دیده می­شود. درگیرشدن با مبارزات اجتماعی و دل­مشغولی به آن هر روز کم­تر می­شود. تشکیلات بیشتر به خود فرو می­رود. قرار بود کومه­له حزبی اجتماعی و با نفوذ باشد، حزبی که نماینده گرایش چپ  و رادیکال در کردستان و رهبری­کننده مبارزات ملی و حق­طلبانه خلق کرد در کردستان ایران باشد، اکنون گرفتار بحران های داخلی خود است و راه حل منطقی و درستی که بر اساس منافع عمومی کومه له باشد، هنوز تنوانسته کارساز و عملی گردد. جناح بندی و محفلیسم عیان و آشکار در حال جولان است. و همه باید تکلیف خود را روشن کنند. یا باید با جناحی تداعی شوید و یا این که راه چاره دیگری و جود ندارد. من طی این مدت همیشه در پی آن بوده­ام­که فراتر از جناح­بندی کنونی، و با درنظرگرفتن مصالح عالیه کومه­له راهی بیابم و با هیچ­یک از این جناح ها(علی­رغم این که حقایقی در گفتار هریک آز آنان وجود دارد) تداعی نشوم.

ایا واقعا راهی برای برون رفت وجود دارد که کسی بتواند بدون تداعی شدن با جناح در کومه له فعالیت کند؟ به نظر من وجود دارد. کم­ترین دلسوزی برای کومه­له  لازم است که هرکس با درنظرگرفتن مصالح عالیه و درازمدت کومه­له و پرهیز از پافشاری یک جانبه بر نظرات خود و با فراغ دل به جستجوی راهی بیندیشد. من در این جا مجموعه­ای پیشنهاد عرضه خواهم کرد تا بلکه به عنوان مبنایی برای برون رفت از این بست در نظر گرفته شود.

1_ کنگره­ای که در راه است و اکنون با برگشت شماری از کادرها به کردستان، به کنفرانس وسیع کومه­له تبدیل گردد. این کنفرانس زمینه­های وحدت و هم­دلی را فراهم آورد و شرایطی مهیا گردد که خطر هرگونه حذف و جدایی از بین برود.

2_در این کنفرانس، کمیسیون وسیعی با حضور 10 تن از اعضا رهبری برای تدارک کنگره کومه­له انتخاب شود.

3_مجموعه­ای سمینار در کردستان و در خارج برگزار شود. سمینار و یا حداقل دو سمینار برای زاگرس برگزار شود.

3 _کار ارگان­های رهبری سروسامان یابد.

4_آگاهانه و سازماندهی اعضا رهبری به صورتی باشد که روزانه با کار مشترک و بحث و با مراودات مداوم­تر فضایی رفیقانه و صمیمانه و پر از هم­کاری و نهایتا همدلی سیاسی و فکری ایجاد شود.

هم­چنین در رابطه با وضعیت متشنجی که از دیروز با حضور شماری از اعضا که از شهرهای کردستان عراق به اردوگاه آورده شده­اند و به صورت مسلحانه در رفت و آمد هستند، خواهان آنم که:

1_وضعیت در اردوگاه ها به 48 ساعت قبل بازگردانده شود.

2_آرایش نظامی و هرگونه تحرکات نظامی متوقف گردد. به جز در ساعات نگهبانی هیچ­کس مسلحانه حق رفت و آمد در داخل اردوگاه­ها را نداشته باشد.

3_کسانی که از شهرها به اردوگاه ها نقل مکان شده­اند در اسرع وقت به منازل­شان بازگردانده شوند.

4 _برای تامین امنیت هر تجمع و یا هر جلسه ای کمیسیون مشترک تعیین گردد.

 

جلال ناوه

18 مردادماه 1386 برابر با 9 اوت 2007

007


 

تلاشی دیگر در راه وحدت کومه­له

 

از قبل از كنگره دوازدهم كومه­له، تلاش­هاي گسترده­اي براي متقاعد كردن دفتر سياسي و اكثريت كميته مركزي براي به تعويق انداختن اين كنگره به جريان افتاد.بخش اعظم تشكيلات، دوستان و همه كساني كه به سرنوشت اين جریان علاقمند هستند، برگزاري چنين كنگره­اي را در شرايط اختلافات دروني و به وي‍‍ژه پس از شكست توافقاتي كه بين دو جناح صورت گرفت، به زيان وحدت كومه­له مي­دانستند و خطر تشديد شكاف­هاي دروني كومه­له و حتي جدايي را احساس مي­كردند.

150 تن از اعضاي كومه­له در تشكيلات كردستان و در خارج كشور و شمار از اعضا در تشکیلات­های مخفی طي نامه­اي به كميه مركزي كومه­له خواهان به تعويق انداختن كنگره شدند. اما دفتر سياسي و اكثريت كميته مركزي پاسخي ندادند. در آستانه برگزاري كنگره، طي نامه­اي به رفقاي عضو با عنوان "آيا راهي براي برون رفت وجود دارد؟" ضمن تحليلي از اختلافات و صف­بندي تشكيلاتي و بيان ديدگاه­هاي خود، راه حل­هايي را براي برون رفت از بن بست كنوني ارائه دادم. اما متاسفانه همانند ديگر تلاش­ها با لاقيدي دفتر سياسي روبرو شد. دفتر سياسي و اكثريت كميته مركزي نه تنها پاسخي نمي­دادند، كه از روزهاي قبل از كنگره به طرز ناموجهي فضاي نظامي و اضطراب­آور را در اردوگاه­ها ايجاد كردند. درِ ارگان­ها را بستند و تحركات نظامي عجيبي صورت گرفت.

با اين وجود من از تلاش­هايم براي يافتن راهي نااميد نشدم. در نامه دوم تحت عنوان "در راه وحدت كومه­له" پيشنهادات معيني را براي برون رفت، به كنگره دفتر سياسي و اكثريت كميته مركزي ارائه كردم كه با استقبال وسيع تشكيلات رويرو شد و 220 تن امضايشان را به پاي آن نهادند.(البته به دليل ديري وقت بسياري ديگر كه مي­توانستند با اين طرح موافق باشند،امضاي­شان را نتوانستيم بگيريم). اما با وجود اين­كه اين طرح و امضا، رسماً به "كنگره" تحويل داده شد، با سكوت عجيبي روبرو شد.نمايندگاني كه در كنگره حضور دارند، با لاقيدي كامل به امضاي 220 تن پاسخي ندادند.

اكنون با پايان يافتن "كنگره" كه من آن را كنگره جناحي مي­نامم و انتخاب يك كميته مركزي جناحي و يك طرفه، به نظر مي­رسد اين رفقا راه مشترك و رسيدن به توافق را مشكل­تر و پر دردسرتر كرده­اند.

اين وضعيت به طرز آشكاري نشان مي­دهد كه كومه­له نيازمند اصلاحات و تغييرات جدي است. اين وضعيت كومه­له را در برابر چالش بس دشوارتري قرار داده است. نبايد نااميد شد. بايد به تلاش­هايمان براي وحدت كومه­له و براي از سر گذراندن اين شرايط دشوار دو چندان كرد. همان­گونه كه در نامه اول خاطر نشان كرده­ام، مي­توان راهي براي برون رفت بيابيم. بستن يك كنگره جناحي، انتخابات يك كميته مركزي جناحي و بدون حضور نمايندگان اكثريت تشكيلات كومه­له و لاقيدي و بي­تفاوتي آشكار به وي‍‍ژه دفتر سياسي به تلاش­هاي وحدت طلبانه، مرا بيش از پيش متقاعد كرده است كه بايد براي اصلاحات عميق در كومه­له تلاش كرد. اين ظرفيت و پتانسيل را در رفقا و جریان مدافع اين اصلاحات به وضوح احساس مي­كنم و بايد با آنان هماهنگ شد و اعلام مي­دارم علي­رغم پاره­اي ملاحظات سياسي و تشكيلاتي و با حفظ نظرات خود درباره بيانيه اين رفقا، همه رفقا را دعوت مي­كنم به اين تلاش­هاي به اعتقاد من رفرم­خوا­هانه، وحدت­طلبانه و تلاش­هاي وسيع براي ممانعت از شكاف­هاي جدي­تر در صفوف كومه­له و در طیف كومه­له بزرگ بپيوندند.

اكنون با توجه به وضعيت جديد پيشنهادهاي زير را براي بررسي طرح مي­كنم.

1) اكنون با پايان كنگره و برگزاري سمينار رفرم، توصيه اكيد من اين است كه اوضاع در اردوگاه­ها به حالت عادي بازگردانده شود. اين امر كمك مي­كند كه از هرگونه تشنج و اصطكاكي ممانعت به عمل آوريم. بنابراين:

الف) اوضاع به قبل از كنگره در همه اردوگاه­ها بازگردانده شود.

ب) رفقايی كه مقيم شهرها هستند به منازل و مكان خود بازگردند.

ج) آرايش نيروها، ارگان­ها و سازماندهي به اوضاع سابق بازگردانده شود.

د) كميسيون مشتركي براي نظارت بر امر حفاظت، تداركات، رفت وآمد و غيره تشكيل گردد.

2) واقعيت اين است كه اينك دو جناح كاملاً متمايز از هم وجود دارد. بستن كنگره­اي جناحي و برگزاري "سمينار رفرم و رشد كومه­له" اين واقعيت را انكار ناپذيرتر و صف بندي را مشخص­تر كرده است. بنابراين بايد امكان داد كه هر دو جناح در كنار هم كار كنند. شرايط و ضوابط كاري و هماهنگي را ميان خود تعيين كنند.

3) پيشنهاد ميكنم كه يك رهبري مشترك از نمايندگان دو جناح شكل گيرد.

 

جلال ناوه

27مردادماه1386، 18اوت2007

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 11:40 بعد از ظهر  توسط فرزاد  | 

 اختلافات درونی باند عبدالله مهتدی وعمر ایلخانی زاده به زدو خورد بین پیشمرگان این دو نفر و نه قوم کرد کشیده شد ولی آنها بازیرکی این سبک مغزی طرفداران خود را کار رژیم می خوانند گویا اینها هم دچار توهم شده اند در زیر به دو اطلاعیه از آنها توجه کنید :


 

راگه‌یاندنى سکرتارییه‌تى کۆمه‌ڵه‌ له‌ بارەى

روداوەکانى ئه‌م دواییانه‌ى ئوردوگاکانى کۆمه‌ڵه‌

 

به‌ دواى ئه‌وە که‌ که‌مینه‌ى کۆمه‌ڵه‌ له‌ چه‌ند هه‌فته‌ى رابردوودا، کێشه‌ناخۆییه‌کانى کۆمه‌ڵه‌ى بردە قۆناغى پێکدادانى پێشمه‌رگه‌کان‌و ته‌حریکات و جووڵاندنى هه‌ست و پڕوپاگه‌ندەى نه‌فرەت پژێن، تاڵانى رۆژهه‌ڵات تیڤى له‌ ستۆکهۆڵم و په‌لاماردانى بێئاکام بۆ خراپکارى له‌ ستۆدیۆکه‌ى ناو ئوردوگا، دزینى چه‌ک و ته‌قه‌مه‌نى ناو شوێنه‌ هه‌ستیارەکان‌ و راگۆزانیان بۆ دەرەوەى ئوردوگاو، سه‌رجه‌م پێکهێنان و خولقاندنى بارودۆخێکى نائاسایی له‌ بارى ئه‌منییه‌ت‌و ئاسایشه‌وە، به‌ دواى هه‌موو ئه‌و کارەساتانه‌دا، له‌ رۆژى 20ى مانگى سپتامبر ژمارەیه‌ک له‌ که‌مینه‌ به‌ پلانێکى دارێژراو، له‌ حالێکدا جگه‌ له‌ کڵاشینکۆف و دەمانچه‌، ته‌ور، چه‌قۆ و تێڵاشیان پێده‌بێ، دەچنه‌ سه‌ر چه‌ند نه‌فه‌ر له‌ پێشمه‌رگه‌کان و به‌ شێوەیه‌کى نامروڤانه‌ برینداریان دەکه‌ن. له‌ هه‌مان کاتدا کاتێک له‌ گه‌لڕ دەسکردنه‌وەى پێشمه‌رگه‌کان رووبه‌روو دەبنه‌وە لانیکه‌م دونه‌فه‌ریان له‌ به‌رچاوى هێزەکانى حکوومه‌تى هه‌رێمه‌وە که‌ شاهیدى کێشه‌که‌ دەبن ته‌قه‌ دەکه‌ن. به‌ خۆشییه‌وە ئه‌و ته‌قه‌کردنه‌ که‌س ناپێکێ، بریندارەکان فه‌ورى دەگه‌یه‌ندرێنه‌ نه‌خۆشخانه‌ و یه‌کێک له‌ وانه‌ که‌ خۆى پیِشمه‌رگه‌یه‌کى دێرین و زندانییه‌کى سیاسی ناسراو له‌ کوردستانه‌و له‌ هه‌مان کاتدا باوکى 4 پێشمه‌ رگه‌ى کۆمه‌ڵه‌یه‌، چاوەروانى عه‌مه‌لییاتى نه‌شته‌رگه‌رییه‌ که‌ دەبێ له‌ سه‌ر چۆکى شکاوى بکرێ. دوو نه‌فه‌ر له‌ کوڕەکانى ناوبراویش به‌ چه‌قۆ بریندار بوون، دایکیان دەکه‌وێته‌ به‌ر په‌لامار و لێیدەدرێ و یه‌کێک له‌ هاورێیانى کچى پێشمه‌رگه‌ش له‌ لایه‌ن یه‌کێک له‌ هه‌ڵسووراوانى که‌مینه‌ به‌ چه‌قۆ بریندار کراوە. وێنه‌ و هه‌موو به‌ڵگه‌ى حاشاهه‌ڵنه‌گر له‌و بابه‌ته‌وە هه‌یه‌، به‌ڵام ئیمه‌ بڵاو کردنه‌وەوى ئه‌و جۆرە وێنانه‌و  پڕۆپاگه‌ندەى نه‌فرەت پژێن به‌ کارێکى خه‌تا و له‌ خزمه‌ت قوول کردنه‌وەى کێشه‌کان دەزانین و خۆى لێدەپارێزین.

شایانی ئاماژە پێکردنه‌ که‌ هه‌موو ئه‌و هه‌واڵه‌ چه‌واشه‌کراوانه‌ی له‌ لایه‌ن که‌مینه‌وە دژ به‌ خه‌تی گشتی کۆمه‌ڵه‌‌و رێبه‌ری بۆ تاوانبار کردنی به‌ئه‌نقه‌ستیان، له‌سه‌ر ماڵپه‌رەکان روو به‌ بیروڕای گشتی وەدرۆ دەخه‌ینه‌وە. پێویسته‌ هه‌موو لایه‌نگرانی ئازادی رادەربڕین‌و پڕەنسیپه‌کانی رۆژنامه‌گه‌ری، بۆ بڵاوکردنه‌وەی راستییه‌کان، پێوەندی له‌گه‌ڵ هه‌موو لایه‌نه‌ێکی پێوەندیدار به‌م رووداوە نه‌خوازراوانه‌ بکه‌ن. ئێمه‌ جارێکی دیکه‌ دووپاتی دەکه‌ینه‌وە که‌ ته‌نیا راگرتنی پڕەنسیپ و به‌هاکانی حیزبی و سیاسیمانه‌، که‌ دەتوانی به‌ستێن بۆ پێکه‌وە ژیان‌و گۆڕانکاری پێویست له‌ نێو کۆمه‌ڵه‌دا فه‌راهه‌م بکات‌و رێبه‌ری کۆمه‌ڵه‌ و هێزی پێشمه‌رگه‌، جارێکی دیکه‌ش بێزاری خۆی له‌هه‌ر چه‌شنه‌ هه‌وڵێکی ئاژاوەگێڕانه‌و نابه‌رپرسانه‌ که‌ ئاکامه‌که‌ی مراندنی رۆحی هاوڕێیانه‌یه‌، دەردەبڕێت.

سکرتارییه‌تى کۆمه‌ڵه‌ی شۆڕشگێری زه‌حمه‌تکێشانی کوردستانی ئێران

‏22‏/09‏/2007


 

اطلاعیه دبیرخانه حزب کومه‌له کردستان ایران

در باره وضعیت اردوگاههای مرکزی کومه‌له در کردستان عراق

بدنبال تنش‌هائی که در نتیجه اختلافات درونی در تشکیلات کومه‌له در اردوگاههای کومه‌له در روزهای گذشته روی‌داد و در چند مورد منجر به اصطکاک‌های لفظی و یکی دو مورد درگیری فیزیکی در بین پیشمرگان کومه‌له شده بود، انعکاس اغراق‌آمیز این رویدادها در محافل مختلف و بخصوص به شیوه کاملا" مغرضانه در بعضی از سایت‌های انترنتی، بسیاری از دوستان و هواداران کومه‌له و بخصوص خانوادهای پیشمرگان را بشدت نگران کرده‌است. بسیاری از این دوستان تلفنی با ما تماس گرفته و رفقای ما به دقت چگونگی این رخدادها را برای این عزیزان توضیح داده‌اند. عدهای دیگر نیز از طریق ارسال ای‌میل جویای حقیقت مساله شده‌اند. 

بدیهی است همه کسانی که در این مورد پرسشی دارند و یا تحت تاثیر انعکاس مبالغه‌آمیز و مغرضانه این رخدادها قرار گرفته‌اند، نتوانسته و یا امکان این را نداشته‌اند که مستقیما با ما تماس بگیرند از این رو در این رابطه لازم دانستیم که برای رفع نگرانی از این دوستان همانطوریکه شفاهاُ و از طریق تلفن و ای‌میل توضیح داده‌ایم مجددا روشن کنیم که این اصطکاک‌ها، که عمدتاُ بلافاصله بعداز اتمام کنگره 12 کومه‌له و سپس رویداد سرقت استودیوی تلویزیونی ڕۆژهه‌لات در استکهلم و متعاقب آن تلاش نافرجام برای سرقت و خرابکاری در استودیوی واقع در کردستان بوقوع پیوسته بود، عبارت بوده‌است از چند مورد درگیری‌های لفظی بین طرفداران اقلیت حزبی کومه‌له از یک طرف و بقیه پیشمرگان از طرف دیگر که بعضا درمواردی متاسفانه به درگیری فیزیکی منجر نیز شده است. در هیچ کدام از این موارد طرفین این درگیری‌ها از اسلحه استفاده نکرده و یا هیچ مورد تیراندازی مطلقا به وقوع نپیوسته است. با این وجود رهبری کومه‌له با همکاری نمایندگان حکومت محلی کردستان کنترل اوضاع را کاملا در دست دارند و احتیاط‌های لازم را برای جلوگیری از هرگونه پیشامد ناخواسته و ناخوشایند بعمل آورده‌اند.

در این مورد از همه پیشمرگان و مسئولین مربوطه خواسته‌ایم که خونسردی خود را در برابر هرگونه تحریکاتی که می‌تواند منجر به بروز احساسات شود، حفط کرده و واحدهای تحت مسئولیت خود را از درگیری‌های لفظی با طرفداران اقلیت و پاسخ‌گویی به آن برحذر دارند. در حال حاضر اردوگاه‌های کومه‌له آرام بوده و ما تلاش می‌کنیم که وضعیت را در روزهای آینده کاملا به حالت عادی برگردانیم. تاکنون بسیاری از ارگان‌های مرکزی و فعالیت‌های گوناگون در این مکان‌ها مجددا دست به کار شده‌اند و ما کماکان به تلاش خود برای به کار انداختن مجدد همه ارگان‌ها و بازگرداندن وضعیت به حالت کاملا عادی ادامه خواهیم داد.

 

دبیرخانه حزب کومه‌له کردستان ایران

‏2007‏/09‏/10

19 شهریور 1386