در زیر به برخی از اخبار منتشر شده در سایت های کردی توجه کنید من هیچ نظری در مورد این جنگ قدرت نخواهم داد چون شما را بهتری قضاوت کننده می دانم
تكایهخۆتان مهكهن به "سهعید ئهلسهحاف"ی كوردستان
مهجید ئیوهر (كاروان) karwanmahabadi@yahoo.com
له ماوهی رابردوودا دوو وتوویژ له لایهن كاك عهبدولَلآ موهتهدی و كاك ئهبووبهكری مودهرِسی له چاوپیكهوتن لهگهلَ رۆژنامهی ئاوینه و رۆژنامهی رۆژنامه كراوه كه جگه له چهواشهكردنی راستیهكان هیچ شتیكی تری تیدا بهدی ناكریت.
هاورِییانی حیزبی و پیشمهرگهكان باش دهزانن كه ههر له رۆژهكانی گرتنی كونگرهی جیناحی كه بهناو كونگرهی 12ههم بوو، له لایهن بالَی پاوانخواز كه به زۆرینهی كومیتهی ناوهندی ئهوكات دهناسران، هیرش و وهلاخستن بۆسهر هاورِییانی رهوتی چاكسازی و گهشهی كۆمهلَه چۆن دهستی پیكرد. یارمهتی و خۆراكى مانگانه بۆ بنهمالَهكان كهم كرایهوه و یان ههر پییان نهدرا، یارمهتی چهندكهس له پیشمهرگهكان نهدرا، ئهستاندنهوه و شاردنهوهی ماشینهكان له هاورِییانی رهوتی چاكسازی و گهشهی كۆمهلَه ههر له زووهوه دهستی پیكرا، هینانی چهندین كهس كه پیشتر هات وچۆیان بۆ نیو ئۆردووگاكانی كۆمهلَه قهدهغه كرابوو بهلاَم بهمهبهستی شهرِ و ئاژاوه نانهوه ههر لهیهكهم رۆژهكانی دوای كونگرهوه له لایهن بالَی پاوانخوازهوه دهستی پیكرد.
كاك عهبدولَلآ له قسهكانیدا دهلَێ: "ئهوه ماشینهكان ههموو له شوینیك دانراون، ههر كهسیك پیویستی بهماشین ههبیت ، ئهوه لهسهر ئهساسی حیزبی بۆ جیبهجآ كردنی كارهكانی كهلَكی لی وهردهگری." لهحالَیكدا خۆی باش دهزانآ كاتیك كاك عومهر بۆ چاوپیكهوتن و سهردانی دهفتهری رۆژنامهی ئاوینه پیویستی به ماشین ههبوو، به شاهیدی ئهو هیزانهی كه بۆ پاراستنی ئهمنییهتی ئۆردووگاكانی كۆمهلَه هاتوون نهیاندایه. كاك عهبدولَلآ له بهشیكی تری قسهكانیدا دهلَیت: "ئهو كهسانهی كه له شاری سلیمانی و سهر سنوورهكان هیناوماننهتهوه بۆ نیو ئۆردووگاكان، بۆ پاراستنی كۆنگرهو بهرگری له كۆمهلَهیه." بۆ كاك عهبدولَلآ مهگهر ئیمه هیرشمان دهكرده سهر كۆنگرهی ئیوه كه دهبوایه كهس بهینن بۆ بهرگری له كۆمهلَه؟ ئهوه له چ كاتیكهوه ئیوه بوونهته كۆمهلَه و ئیمهش ، وهك بۆخۆتان دهلَین بووینهته نهیار یان جاش؟!
ئهو كارهی كه كۆماری ئیسلامی بهرامبهر به راگهیاندن و رهخنهگرانی دهیكات ئیوهش ئهو كارهتان نهكرد؟ ئهگهر خوینهكهی سهرو چاوی ئاسۆی ئیسلام پهنا و جیگای سیمهكانی بهناو پاریزهرهكانی كۆمهلَهت لهسهر جهستهی وریامحهمهدی و سهر شكانهكانی هاورِییان كورشی زاهیری و حهبیب الله سهیف پهناهی و موسلیم و فواد، نهدیوه تكایه سهردانی مالَپهرِه ههوالَنیرى و سیاسییهكان بكه.
كاك ئهبووبهكری مودهرِسی له وتوویژ لهگهلَ رۆژنامهی رۆژنامه دهلَیت: "سهرهنجام جیابوونهوهیهك كه دهمیك بوو هاورِییان كاریان بۆ دهكرد روویدا." بهلاَم دان بهوهدا نانآ كه ههموو ریگاكانی دیالۆگیان به بنبهست گهیاندبوو.
ئهگهر كاك محهمهدی شافیعی له بیری مابی كه لهیهكهم رۆژی گرتنی كۆنگرهی جیناحی خۆیان پیم گوت: "ئهوه دیموكراسی حیزبیتانه؟ بۆ به وهدواخستنی كونگره دریژهتان به دیالۆگ و دۆزینهوهی ریگا چارهیهك بۆ چاره سهركردنی كیشهكان نهدهدا؟" ئهوه تهنیا جوابی كاك محهمهدی شافیعی بوو: "به قورِ قورِۆچهكهی ملمان گهیشتووه، هیچی تریان لی قبوولَ ناكهین. دهبی برِۆن! ئهوان جیگایان لیرهدا نهماوه."
له بهشیكی دیكهی قسهكانیدا، كاك ئهبووبهكر دهلَیت: "له لایهكی دیكهوه ناویك كه بۆ حیزبهكهیان ههلَبژاردووه، خۆی پیشاندهری ئهوهیه كه ناتوانن ناویك لهسهر ئهو جیاوازییه سیاسییه دابنین كه دهلَین له ئارادایه." پیموایه كاك ئهبووبهكر نیوی كۆمهلَهی له مالَی خۆیهوه هیناوه و لهسهر ئهم حیزبه دایناوه و خۆی به تهنیا خاوهن ناوی كۆمهلَه دهزانی كه ئیمه حهقمان نییه به ناوی كۆمهلَهوه ههلَسوورِانى سیاسى دریژه پیبدهین. با ههموو ئهو هاورِییانه باش بزانن كه كۆمهلَه ملَكی هیچ تاكه كهسیك نییه. كۆمهلَه بهرههمی خوینی ههموو ئهو كهسانهیه كه لهم حیزبهدا بۆ دهستهبهركردنی سهرهتاییترین مافهكانی خهلَكی كوردستان خهباتیان كردووه و كهس ناتوانی نیوی كۆمهلَهی شۆرِشگیری زهحمهتكیشانی كوردستان ئیران بۆخۆی داگیر بكات.
هاورِییان ئهگهر ئاورِیك له رابردووی كۆمهلَه بدهینهوه دهزانین ههر به گیان بهختكردنی كاك فوئاد و له دوای ئهو ریبهره، له پیش ههموو كهسیك به دهستی كاك عهبدولَلآ موهتهدی، جیابوونهوهی كۆمۆنیزمی كریكاری و پهرتهوازه كردنى سهدان كادر و ئهندام و پیشمهرگهى بهتوانا و فیداكار روویدا و ئهمجارهش و له دوای ساغبوونهوهی كۆمهلَه دیسان بهدهركردنی كادر و ئهندامانی لهمیژینهی كۆمهلَه له لایهن هاورِییانی دهفتهری سیاسییهوه چیان بهسهر ئهم حیزبهدا هینا. ئهلقهی كۆمهلَهیان بۆ دهسهلاَتخوازیی خۆیان تهنگ و تهنگتر كردهوه و ئیستاش به پیشیل كردنی ههموو بنهماكانی حیزبی مۆری تهئیدیان له جیابوونهوهیهك دا كه ویستی خۆیان بوو.
با له كۆتاییدا ئهوهش بلَیم كه به چهواشهكاری و بهرپهرچدانهوه ناتوانن خهلَكانیك فریودهن كه هیوایان به كۆمهلَهیه و داهاتووش به كردهوه ئهوه روون دهكاتهوه كه چ كهسانیك وهفادارانی راستهقینهی كۆمهلَهن.
ریكهوتی 28/9/2007
تنها یک کومهله (نگاهی به گفتههای آقای حسین رحمانپناه در مورد کۆمهڵه)
کریم مولودی
چندی پیش کاک حسن رحمان پناه عضوکمیته مرکزی سازمان کردستان حزب کمونیست ایران در بحثی که در سایت بۆروژههلات مطرح کردهاند اظهار داشتند که ایشان تنها میتوانند شاهد یک کومهله باشند نه سه کومهله.
مسئلهای که همیشه مرا رنج میدهد اغراق کردن دوستان وفعالین احزاب سیاسی مختلف در کردستان است، نمیدانم چرا باید این دوستان در مورد کوچکترین مسئله ای باید به تحریف واقعیتها واغراق کردن پناه ببرند؟ چرا همیشه خودرا از دیگران بهتر دانسته ویک لحظه هم واقعیات موجود حزبشان رابیان نمیکنند، در تفسیر مسائل و تحلیل های سیاسی خود همیشه مبنای بحثشان را این قراردادهاند که آنها از همه بهتر هستند وهیچ اشکالی هم در پیشبرد اهداف سازمان یا حزبشان وجود ندارد.اما واقعا اگر ما لحظهای درست بیندیشیم این نوع برخوردها از طرف مسئولین سیاسی احزاب توهم پراکنی محض است. شگرد جدیدی است که این دوستان برای بقای خود در میان تودههای مردم در پیش گرفتهاند و سرچشمه همه این تحریفها و دروغ پردازی هاهم به عقیده من برای اولین بار از طرف حزب به اصلاح کمونیست کارگری ورهبر مرحوم شان، منصور حکمت در سطح جنبش انقلابی مردم کردستان رواج پیداکرد وجای اصول وسنتهای پاک صادقانه در این جنبش را گرفت و حال در میان احزاب دیگر همچون حزب کمونیست ایران وغیره هم مسئله عادی شده است.
حسن رحمان پناه آگاهانه یا ناآگانه مسئله را نادرست و مبهم مطرح کردهاند. ایشان میبایست بگویند که ما تاحال شاهد یک کومهله بودهایم و بس نه سه چهارتا کومهله. ایشان نیک میدانند که همه مردم کردستان هم یک کومهله را میشناختند نه بیشتر. یعنی همان کومهله ای که مدرسه وآموزشگاهی سیاسی برای من وکاک حسن وهزاران جوان مبارز کرد دیگر بود. کومهلهای که به واقعیت پرچم مبارزات کارگران وزحمتکشان کردستان را بر دوش گرفت بود و رهبری جنبش آنها را در دست داشت و اساس ومبنای برنامههای مبارزاتی خود را بر صداقت وپاکی پایه گذاری کردهبود هیچ کس در مورد سیاستهای آن توهمی به خود راه نمیداد. بارها ما از مردم این را میشنیدیم که کومهلهای ها دروغ نمیگویند همه چیزشان برای مردم آشکار است . من فکر میکنم احزابی که امروز با نام کومهله خود را به کارگران وزحمتکشان کرد معرفی میکنند، تنها عکسی از آن جریان میباشند یا تنها تابلویی بیش از آن جریان نیستند. کاک حسن باید بداند. شاید تا اندازهای افراد و کادرهای کومهله در این جریانات باقی مانده باشد اما دارای آن تفکر وسیاستهایی نیستند که در کومهله داشتند. هر یک به اندازه کافی تغیر در شیوه رفتار وبرنامه فعالیت سیاسی خود کرده واین تغیروتحولات هم به نظر من انقلابی وصادقانه نیست، بلکه بیشتر جنبه معامله گرانه وبه نوع بساز وبفروش به خود گرفته اند. مثل بحثی که کاک حسن میکنند .کاک حسن اگر فکر میکنند سازمان انقلابی زحمتکشان کومهله ی واقعی نبود و دلیل متلاشی بودنش هم این را بحساب میآورند، باید بگویم حزب و سازمانی که ایشان در رهبریش هستند هم کومهلهواقعی نمیباشند خود رافریب میدهند و نوعی توهم پراکنی را در پیش میگیرند. اگر واقعیت رابخواهید حزب وسازمان کاک حسن اوضاع درونیش از حزب زحمتکشان بیشتر درهم وبرهم و آشفتهتر میباشد. تازه اگر سازمان زحمتکشان به دوجناح تقسیم شدند حزب کمونیست وسازمان کردستان آن دارای چندین طیف مختلف میباشد. اگر روزی کارشان حادتر شود وبه انشعاب بکشند فکر نمیکنم چیزی از آن باقی بماند .
در حزب کمونیست ایران آنچه که مشخص باشد دوطیف اصلی یکی به اسم چپی ها در این سازمان ودیگری کردها در جدال مداوم هستند. تاریخ این اختلافات برمیگردد به حداقل ده سال پیش. یک طیف دیگر که بطرف دنیای بهتر منصور حکمت تمایل دارد واخیرا هم تا جایی که من خبر دارم تعدادی هم حکمتیستی در آنها غوتهور میباشد یعنی به قول معروف چهار طیف مختلف در تشکیلاتشان وجود دارد و باید گفت رحمت به جریان قبلی که دوتا شدند. خلاصه اینکه تشتت و تنوع فکری و ایدئولوژیکی در حزب کمونیت به حدی است که در صورت انشعاب ، کار از دوشهقه شدن فراتر و ممکن است بیشتراز 4 تا 5 شقه شوند !
این است که من میگویم باید برای بقای خود واقعیتها را از انظار مردم دور نگه داشت وگرنه زنده نخواهید ماند. کاک حسن در تمام طول بحثشان یک لحظه هم به مسائل درون تشکیلات خود اشاره نمیکند وهمه را در جیب چپش قایم میکند تا کسی بویی از آن نبرد. من امیدوارم که کاک حسن یا کسانی دیگر مرا به جریانی ربط ندهند و مارکی به من نزنند. چون من به هیچ جریان مشخصی تعلق ندارم ومعتقد هستم پروژه کومهله دوران آخر خود را طی میکند. این جنگ وجدالها نشانه به بن بست رسیدن این پروژه میباشد. دوستان جریان کومهله علیرغم همه ادعاهایی که شما و احزابی که از کومهله جدا شدهاند میکنند، روزهای پایانی خود راسپری میکند. البته نه مثل نام کومهله ، بلکه سیاستی که به اسم کومهله تبلیغ میشود. این سیاستهاست دیگر مصرف امروز را ندارد، خودتان فکر کنید بیش از دهسال هم میباشد یک نفر به هیچ یک از شما ها اضافه نشده و به دنبال برنامه وسیاستهای شماها نیامده وتازه هر روزهم تعدادی با آن خداحافظی کرده وجدا میشوند .
بگذریم از اینکه گزارشاتی که در ساتیهای انترنتی تان درج مینمایید و خبر از فعالیتهایتان در میان کارگران ومردم ایران وکردستان میکنید چقدر مبتنی بر قاگعیات است . واقعیت این است که در هیچ کجای نه کردستان نه ایران چهار فعال تشکیلاتی ندارید. به نظرمن سیاست و افکاری که این تشکیلات ها را رهبری میکنند هم سر خود و هم سر مردم کلاه میگذارند. اینها نوعی بینش هستند که دورانشان به پایان رسیده است. تازه از نظر منطقی هم مسئله را بررسی کنید دوستانی که در رهبریت این احزاب نشستهاند خدمت خود راکردند جادارد میدان رابه کسان دیگر به جوانان که دارای نیرو وتوان بیشتری هستند بدهند و از دروغ وتوهم پراکنی دست بردارند .
دوست عزیز مسئله این است چطور امکان دارد سه سازمان همه دارای یک برنامه باشند، اما نتوانند باهم در یک تشکیلات جمع شوند و همکاری کنند. تازه هر روز گروهی به اسم و رسمی از آنها جدا میشود این مسئله نه تنها شامل حال شما مثل حزب کمونیست و سازمان زحمتکشان میباشد بلکه حزب کمونیست کارگری وحکمتیسم و جوادیسم والاخر...... آنها هم هر سه وچهارتایشان دنبال برنامه دنیای بهتر هستند در چهار حزب یک برنامه چطور مردم برایشان سئوال پیش نمیآید چهارتا حزب دنبال یک دنیای بهتر میباشند، راستی دنیای کدام یک از آنها واقعی است . به نظر من هیچ کدام ازآنها. آنها هم دوکان باز کردند ، منتها تفاوتشان باشما در اینست که بععضی دارای دوکان دوو نبش هستند و شما دوکان یک دهنه!!
طیفی که در بیش از دوده مبارزات مردم ایران وکردستان را رهبری میکردند امروز توان تحمل دیگاههای تازه و جدید را در کنار خود ندارند. این نشانه ناتوانی فکری رهبریت این احزاب میباشد. بیش از سی سال است کومهله وحزب کمونیست شما برنامهای را برای خود و مبارزات مردم ارائه دادهاید وجدانن تاحال توانستهاید در یک خیابان در این ایران پهناور به مرحله عمل در بیاورید و به آن تحقق ببخشید؟ یا تا کنون توانستهاید کارگران یک کارگاه کوچک را در ایران عظیم به اهداف خودشان آشنا کنید؟
قضیه این است مردم کرد بنا به سوابق مبارزاتی که دارند بیشتر از من وشما درک این مسئله را کردهاند وراه خود راانتخاب نمودهاند. تازه مردم کرد اکنون در آن سطح از آگاهی نیستند که دو یا سه دهه پێش من و شما در میان آنها بودیم. آنها خیلی آگاهانهتر از من وشما به مسائل ومبارزات خود فکر میکنند. این واقعیتی است که شما نمیبینید چون در میان آنها نیستید واز اینجاهم نسخه پیچیدن کار به جایی نمیرساند . راست است که هیچ مبارزهای بدونه وجود احزاب نمیتواند به نتیجه مثبت برسد ، ولی نه این احزابی که امروز خود را قیم مردم میخوانند ونمیتوانند در یک برنامه مشترک باهم به توافق جزئی برسند. چون همانطور که در سطور فوق اشاره کردم ، رهبریت احزاب موجود از هر نظر کارشان به پایان رسیده . تازه از نظر توان فیزیکی هم مسئله رابررسی کنید کجا این دوستان میتوانند فعال باشند وهمچون گذشته به هرطرف که بخواهند بچرخند. بهترین راه این است تا این دوستان ارزش وحرمت سیاسی خود رااز دست ندادهاند، میدان را برای نیروی جوان و افکار تازه خالی کنند. تا بتوانند مبارزه مردم را به پیش ببرند.این به بدان معنا نیست که من پاسیفیسم را تبلیغ میکنم ومنظورم این باشد که همه در خانههایشان بنشینند دست از فعالیت بردارند. شما اگر به احزاب اروپایی نگاه کنید هر هفت هشت سال یک بار رهبری خود راعوض میکنند وافراد جوان باافکار تازه رهبریت رادر دست میگیرد من از روزی که کومهلهرا شناختهام همین افراد در صدر قدرت هستند وتشکیلات دنبال همان برنامهای است که سی سال پیش ارائه داد بود. مقداری واقع بین باشید بخود بیاید وخود دیگران را فریب ندهید.
شما در نظر بگیرید کومهلهای که من و شما در آن فعال بودیم امروز به بیش از هشت جریان تبدیل شده است. کدام یک از این جریانات توانسته خطی جدید را به برنامه خود اضافه کند، جزء همان که مردم کرد بیش از دو دهه است میشنوند وخواندهاند. در صورتیکه جامعه بهاندازهای تغیر کرده که من و تو اگر روزی بتوانیم برگردیم خودمان را گم میکنیم .
مقداری از بحث خارج شدم اما کاک حسن اگر فکر میکنید حزب شما بر اساس همان اصول وموازینی که کومهله داشت پیش میرود، نگاهی به برخورد رهبریت تشکیلاتتان به نظرات کاک مینه حسامی بیندازید. تا جایی که من این بحث هارا دنبال کردم چندین مارک وتهمت وبر چسب به این دوست وفعال قدیمی خود زدهاید. آیا حزب شما دمکراسی را از کومهله اصلی به ارث برده؟ وجدانآ کومهله به دیدگاههای متفاوت در درون تشکیلات به این شیوه برخورد میکرد که شما میکنید ؟ یا من و شما که در آن تشکیلات بودیم به همسنگران خود که دارای افکاری جدا بودند به این شیوه امروزی شما ها برخورد میکردیم . بیاد بیاورید وقتی که سازمان پیکار متلاشی شد وقتی چپ های فارس زبان از احزاب کوچک وبزرگ در کومهله فعالیت میکردند افرادشان به چه صورتی در کومهله پذرفته شدند بودند این سادهترین بیان واقعیات است لازم به تئوریزهکردن این بحث نیست. واقیت این بود که شما بی نهایت عقب گرد کردهاید . من فکر میکنم سخت در اشتباه میباشید. شما می بایست می گفتید که : ما شاهد یک کومهله بودیم و امروز نظیرش را نمیبینیم!
موفق و پیروز باشید
زندهباد کومهله
زندهباد مردم کرد
آیا راهی برای برون رفت وجود دارد؟
جلال ناوه
بیش از یکسال و نیم است که اختلافاتی در داخل دایره رهبری کومهله شکل گرفته است. این اختلافات به تدریج به سطح تشکیلات و خارج از مرزهای تشکیلاتی به بیرون هم سرایت کرد. اکنون به صورت علنی در همه جا صحبت از اختلافات و جناحبندی کومهله مطرح است که ممکن است برای خیلیها ناروشن باشد که اختلاف بر سر چیست؟ اختلافات اخیر متاسفانه با بحث و دیالوگ درون تشکیلاتی پیش نرفت بلکه به صورتی نامناسب در سایتهای انترنتی و با تهمت و افترا و شخصیت شکنی به بیرون درز کرد که هم باعث دلسردی مردم و نگرانی فراوان در داخل گردید و هم اینکه مدت یکسال است کومهله را کاملا بیتحرک و نابسامان کرده و تمام وجوه فعالیت کومهله را تحت شعاع خود قرارداده است. در حالی که رهبری در درون خود مشغول جنگ بیحاصلی است، کومه له تماما راکد مانده است.
هفت سال قبل هنگامی که از حزب کمونیست ایران جدا شدیم و تصمیم به فعالیت به نام کومهله گرفتیم، امیدها و آرزوهای فراوانی در جامعه کردستان به وجود آمد. جدایی کومهله از حزب کمونیست ایران با پشتیبانی وسیع و رویآوری گسترده روبرو شد که هم در داخل و هم در خارج کشور تحرک نوینی به کومهله، طیف کومهله و کسانی که علاقمند به سرنوشت آن بودند، داد. به آن رویی آوردند و به آن امیدوار شدند. نام کومهله و بازسازی کومهله به مثابه تکان بزرگی در جامعه کردستان اذهان را به سوی خود جلب کرد. کومهلهای که در درون حزب کمونیست ایران بیتحرک و گردو خاک گرفته و خاموش بود و به سوی آن میرفت که در اذهان مردم کردستان به فراموشی سپرده شود، با اعلام بازسازی امیدهایی را برانگیخت. کومهله که وارد حزب کمونیست شد، حزبی که هرچند با فداکاری هزاران مبارز و رزمنده همراه بود اما هرگز نتوانست رشد کند و قوام بگیرد، هست و نیست خود را در راه حزب کمونیست گذاشت. این حزب برخواسته از مبارزات مستقیم کارگران نبود بلکه از ائتلاف کومهله و اتحاد مبارزان بود که هیچ جایگاهی در مبارزات سیاسی و اجتماعی نداشت، به وجود آمد. حزب کمونیست هیچگاه به یک حزب موثر و مطرح تبدیل نشد اما تاثیرات تشکیل چنین حزبی بر کومهله چنان نامطلوب بود که هنوز کومهله را در همهی جریاناتی که مدعی آنند، رها نکرده است.
کومهله سرمایه عظیمی برای قوام گرفتن حزب کمونیست ایران اختصاص داد و در واقع میتوان گفت که موجودیت و حیثیت سیاسیاش برای آن گذاشت. کادرهای سرشناس، رزمندهترین پیشمرگان و شخصیتهای با نفوذ تا کل امکانات مالی به پای حزب کمونیست گذاشته شد. اما متاسفانه این حزب نه تنها نتواست به حزب طبقه کارگر تبدیل شود که در برابر دیدگان همگی ما کومهله را روز به روز از مبارزات واقعی مردم کردستان دور میکرد و به گوشه تحولات این جامعه میکشاند. هرچند عدم موفقیت حزب کمونیست ایران دلایل خود را دارد و باید ریشهیابی شود اما این پروژه شکست خورده و ناموفق، کومهله را تا پرتگاه و نابودی کشاند.
این شرایط طیف کومهله را بخصوص بر سر دوراهی قرار می داد، یا ادامه همان پروژه و بیرون آمدن از حزب کمونیست ایران و آغاز فعالیت مجدد به نام کومهله. اما این تصمیم متاسفانه با شتابزدگی و بیبرنامه اجرا شد. شتابزدگی و بی برنامگی و تعجیل باعث شد که طیف وسیع و عظیم کومهله برای این حرکت بسیج نشود و تنها بخشی از رفقای کومهله به این جریان پیوستند. فضای پس از حزب کمونیست و تهمت و افتراهای آنان که از سنت کمونیسم کارگری گرفته شده بود که هرکس با تو باشد کمونیست است و دیگران دشمن محسوب میشوند، و عدم امکانات و عدم توانایی ما در جذب کسانی که به این تحول و بازسازی امید بسته بودند باعث شد که هم طیف وسیع کومه له را نتوانستیم همراه خود کنیم و هم این که کمبهادادن به جنبههای سیاسی و نظری و عمدتا تکیه بر اختلافات تشکیلاتی و بعضا افتادن در دام مقابله به مثلهای حزب کمونیست فاصلهای بین ما و طیف کومهله ایجاد کرد. به ما القا شد که تنها ما کومهله هستیم و دیگران حزب کمونیست؟
به نطر من این تصور اشتباهی بود. کومهله دسترنج همگی کومهلهایها است. کومه له گرایش معینی در جامعه کردستان است. کومهله نه اتفاقی به وجود آمد و نه تصمیم اتفاقی کسانی که آن را تشکیل دادند، بود.کومهله نیاز فکری جامعهای بود که گرایش راست آن تحزب یافته بود، اما گرایش چپ و رادیکال جامعه میبایست تشکل و حزب خود را میساخت. طبیعی است وقتی که کومهله اعلام موجودیت میکند در فاصله زمانی خیلی کوتاه به سرعت رشد میکند، نسلی از شریفترین و رزمندهترین مبارزین کردستان را جذب می کند و به طرز خیره کننده ای در سرتاسر کردستان کادرهای سرشناس این جریان پرورده مییابند.
کومهله پس از جدایی از حزب کمونیست ایران جان تازهای به جنبش حقطلبانه مردم کردستان بخشید و باردیگر کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده کردستان را امیدوار کرد که حزبشان را مجددا یافتهاند. چند سال اولیه فعالیت این دوره جدید کومهله توانست باردیگر کومهله را به اعماق جامعه کردستان بکشاند. خصوصیت کومهله تلاش برای برقراری پیوند با جنبشهای اجتماعی و مقابله با معضلات اجتماعی و تلاش برای پیوند با مبارزات کارگران، زنان و ستمدیدگان و تلاش برای رهبری جنبش در کردستان بود. کومهله با بیرون آمدن از حزب کمونیست ایران تلاش کرد که این جریان را از آوار این حزب بیرون آورد و فعالیت هایش را بهبود بخشد. اما رهبری کومهله متاسفانه نتوانست از این جنبش گسترده و این اعتماد به وجود آمده، برای تبدیلکردن کومهله به حزب فراگیر و موثر بهره گیرد. رهبری کومهله در درون تشکیلات سمبل وحدت و یکدلی باشد و هم در جامعه کردستان به سرعت اتوریته و اعتبار خود را بالا ببرد. اما متاسفانه شاهد آنیم که رهبری خود دچار تفرقه شد. در حالی که کار اصلی یک رهبری توانا و دوراندیش فراهمآوردن وحدت از حتی مخالفین است. رهبر توانا کسی است که مانع از انشقاق و جدایی حزبش شود. رهبر توانا کسی است که با مخالفین خود بتواند کار کند. این اعتماد به نفس میخواهد. و همین است که آینده وحدت را در کومهله فراهم میکند. چرا که در دوران ما وجود اختلاف سیاسی و سلیقه و تفاوتهای سبککار و نظر وجود دارد. رهبری توانا باید بتواند همه آنها را در خدمت یک استراتژی واحد به کار گیرد. همین جا باید بگویم که از نظر من وظیفه یک رهبری ایجاد بالانس بین گرایشات فکری نیست. کومه له باید دارای اهداف پایهای و مبانی فکریاش روشن باشد. اما اختلاف سیاسی و تاکتیکی را تحمل کند.
دیرزمانی نپائید که این سیر رو به رشد کند شد و کومهله دچار اختلاف درونی دایره رهبری شد. مقطع کنگره یازده بحران درون رهبری و اختلافات به اوج خود رسید. تا آن جا که انتخابات برای رهبری در کنگره به بن بست رسید. مصلحت فعالیت مشترک و حفظ یک پارچگی کومهله همگان را به راه حل عاطفی و آشتیکنان کشاند و کنگره رهبری سابق را ابقا کرد و به پایان رسید.
اما قابل پیش بینی بود که چنین فضایی کوتاه مدت است. در اولین پلنوم تغییر در دفتر سیاسی به این اختلافات دوباره دامن زد. و در کنفرانسهای خارج کشور اصطکاکها مجددا شدت گرفت. تا این که در پلنوم دوم کمیته مرکزی جناح های اقلیت و اکثریت بیشتر خود را نشان دادند. و در همین پلنوم تعدادی از اعضا کمیته مرکزی، اقلیت کمیته مرکزی را اعلام نمودند. و اختلافات نهادینه و رسمیتر شد. به نظر من این سطح از اختلافات اعلام اقلیت را توجیه نمیکند. سنت تشکیلاتی ما اقلیت را تاب نیاورد و به همین دلیل شایعات به جای بحث سیاسی رونق گرفت. به نظر من این سنت احزاب کردستانی است که اکثریت ظرفیت به رسمیت شناختن اقلیت را ندارد و اقلیت هم مرزهای خود را رعایت نمیکند. با اعلام اقلیت امید به کار مشترک کم شد. هرچند اقلیت در بی تحرکی سهیم است اما بی انصافی است که همه کاسه و کوزه ها را بر سر آن شکست. دفتر سیاسی نیز با نشاندادن کمظرفیتی و قبضهکردن ارگانهای اصلی و عدم تلاش برای یافتن راه حل اصلی به شکافهای درونی شدت داد. بدینترتیب قدرت طلبی از هردو جناح آشکار شد.
تبدیلکردن کومهله به ملک شخصی و رواجدادن این طرز فکر و این شیوه هرکس آنان را تائید کند، کومهله است و مخالفین خودی نیستند. و متاسفانه سنتی است که دارد در کومهله رواج پیدا میکند و بتدریج همخط بودن و همجهت سیاسی دارد جای خود را به مطیع و وردست میدهد. فضای بسته دفتر سیاسی_ که در دو پلنوم در بهار و تابستان 2005 از سوی اعضای کمیته مرکزی نقد شد_ و تبدیلکردن دایره رهبری به خودی و غیرخودی، استفاده مقطعی و ابزاری از کادرها و حتی افراد کمیته مرکزی تماما از تفکری نشات میگیرد که کومهله متعلق به جمع محدودی است.
چون اقلیت ک.م عمدتا بر مسائل تشکیلاتی متمرکز شد و در هنگام پادرمیانی دوستان کومه له دیدیم که این رفقا از پلاتفرم ارائه شده سخنی به میان نیاوردند. به نظر من اقلیت اجازه نداد که پتانسل واقعی تغییر در کومهله در مسیر صحیحی به حرکت بیفتد. و همین باعث شد که شمار زیادی که تمایل به همکاری در راستای تغییر مثبت در کومهله داشتند، سکوت کنند. اقلیت از نطر من جمع مخالفین است نه اقلیتی که جهتگیری و دیدگاههای خود را روشنکرده باشد و بخواهد کومهله را از این بنبست رها کند.
از طرفی دیگر اکثریت و در واقع دفتر سیاسی مدتهاست که پروژه بازسازی و تغییر و تحول در کومه له را خاتمه یافته می دانند و کومهله را در حال انتظار قرار دادهاند. هیچ طرح و برنامهای برای بیرون کشیدن کومهله از مشکلاتش ارائه نمیدهند. در حالی که این رفقا به وضع موجود راضی نبوده و میبایست که خود نیروی محرکه این مسایل باشند. این رفقا کومهله را در حال انتظار و دست روی دست گذاشتن و دلخوشکردن به یک دیپلماسی ناموفق (که آن هم جای خود دارد که بررسی شود) نگه داشتهاند و مسئله حفظ موقعیت خود را بر همهی مسائل دیگر مطرح شده ارجحیت میدهند.
به اعتقاد من مشکلات کومهله فراتر از اقلیت و اکثریت است. پس از جدایی از حزب کمونیست ایران در نقد ایدئولوژی به معنی کلیشهای و مذهبیمابانه مسئله حزب سیاسی مطرح شد و این که ایدئولوژی دورهاش گذشته و دوره احزاب سیاسی است رویی آوردیم بدون اینکه آرمانخواهی کومهله توضیح داده شود و آرمانهای کومهله شفاف به باور عموم تبدیل شود. نتیجه این مسئله تضعیف آرمانخواهی و ارائه تفسیرهای متفاوت از کومهله است. ما نتوانستهایم به تفسیر مشترک از کومهله و آرمانهایش دست یابیم. به اعتقاد من آرمانخواهی در کومهله تضعیفشده، تعلق خاطر به کارگران و زحمتکشان وتداعیشدن با مبارزات آنها و مشکلات و مصیبتهای کارگران و مردمزجر دیده و معضلات اجتماعی را از آن خوددانستن ضعیف و به جای آن دیپلماسی و چشمدوختن به راه تحول و اتفاقی خارج از اراده مردم بیشتر مطرح است. در درون تشکیلات قدرت طلبی و موقعیت فردی جای مصالح عموم و جنبش را گرفته است. گرایش چپ در کومهله حتی با تفسیرهای مختلف در ادبیات و کانالهای تبلیعی کمتر دیده میشود. درگیرشدن با مبارزات اجتماعی و دلمشغولی به آن هر روز کمتر میشود. تشکیلات بیشتر به خود فرو میرود. قرار بود کومهله حزبی اجتماعی و با نفوذ باشد، حزبی که نماینده گرایش چپ و رادیکال در کردستان و رهبریکننده مبارزات ملی و حقطلبانه خلق کرد در کردستان ایران باشد، اکنون گرفتار بحران های داخلی خود است و راه حل منطقی و درستی که بر اساس منافع عمومی کومه له باشد، هنوز تنوانسته کارساز و عملی گردد. جناح بندی و محفلیسم عیان و آشکار در حال جولان است. و همه باید تکلیف خود را روشن کنند. یا باید با جناحی تداعی شوید و یا این که راه چاره دیگری و جود ندارد. من طی این مدت همیشه در پی آن بودهامکه فراتر از جناحبندی کنونی، و با درنظرگرفتن مصالح عالیه کومهله راهی بیابم و با هیچیک از این جناح ها(علیرغم این که حقایقی در گفتار هریک آز آنان وجود دارد) تداعی نشوم.
ایا واقعا راهی برای برون رفت وجود دارد که کسی بتواند بدون تداعی شدن با جناح در کومه له فعالیت کند؟ به نظر من وجود دارد. کمترین دلسوزی برای کومهله لازم است که هرکس با درنظرگرفتن مصالح عالیه و درازمدت کومهله و پرهیز از پافشاری یک جانبه بر نظرات خود و با فراغ دل به جستجوی راهی بیندیشد. من در این جا مجموعهای پیشنهاد عرضه خواهم کرد تا بلکه به عنوان مبنایی برای برون رفت از این بست در نظر گرفته شود.
1_ کنگرهای که در راه است و اکنون با برگشت شماری از کادرها به کردستان، به کنفرانس وسیع کومهله تبدیل گردد. این کنفرانس زمینههای وحدت و همدلی را فراهم آورد و شرایطی مهیا گردد که خطر هرگونه حذف و جدایی از بین برود.
2_در این کنفرانس، کمیسیون وسیعی با حضور 10 تن از اعضا رهبری برای تدارک کنگره کومهله انتخاب شود.
3_مجموعهای سمینار در کردستان و در خارج برگزار شود. سمینار و یا حداقل دو سمینار برای زاگرس برگزار شود.
3 _کار ارگانهای رهبری سروسامان یابد.
4_آگاهانه و سازماندهی اعضا رهبری به صورتی باشد که روزانه با کار مشترک و بحث و با مراودات مداومتر فضایی رفیقانه و صمیمانه و پر از همکاری و نهایتا همدلی سیاسی و فکری ایجاد شود.
همچنین در رابطه با وضعیت متشنجی که از دیروز با حضور شماری از اعضا که از شهرهای کردستان عراق به اردوگاه آورده شدهاند و به صورت مسلحانه در رفت و آمد هستند، خواهان آنم که:
1_وضعیت در اردوگاه ها به 48 ساعت قبل بازگردانده شود.
2_آرایش نظامی و هرگونه تحرکات نظامی متوقف گردد. به جز در ساعات نگهبانی هیچکس مسلحانه حق رفت و آمد در داخل اردوگاهها را نداشته باشد.
3_کسانی که از شهرها به اردوگاه ها نقل مکان شدهاند در اسرع وقت به منازلشان بازگردانده شوند.
4 _برای تامین امنیت هر تجمع و یا هر جلسه ای کمیسیون مشترک تعیین گردد.
جلال ناوه
18 مردادماه 1386 برابر با 9 اوت 2007
007
تلاشی دیگر در راه وحدت کومهله
از قبل از كنگره دوازدهم كومهله، تلاشهاي گستردهاي براي متقاعد كردن دفتر سياسي و اكثريت كميته مركزي براي به تعويق انداختن اين كنگره به جريان افتاد.بخش اعظم تشكيلات، دوستان و همه كساني كه به سرنوشت اين جریان علاقمند هستند، برگزاري چنين كنگرهاي را در شرايط اختلافات دروني و به ويژه پس از شكست توافقاتي كه بين دو جناح صورت گرفت، به زيان وحدت كومهله ميدانستند و خطر تشديد شكافهاي دروني كومهله و حتي جدايي را احساس ميكردند.
150 تن از اعضاي كومهله در تشكيلات كردستان و در خارج كشور و شمار از اعضا در تشکیلاتهای مخفی طي نامهاي به كميه مركزي كومهله خواهان به تعويق انداختن كنگره شدند. اما دفتر سياسي و اكثريت كميته مركزي پاسخي ندادند. در آستانه برگزاري كنگره، طي نامهاي به رفقاي عضو با عنوان "آيا راهي براي برون رفت وجود دارد؟" ضمن تحليلي از اختلافات و صفبندي تشكيلاتي و بيان ديدگاههاي خود، راه حلهايي را براي برون رفت از بن بست كنوني ارائه دادم. اما متاسفانه همانند ديگر تلاشها با لاقيدي دفتر سياسي روبرو شد. دفتر سياسي و اكثريت كميته مركزي نه تنها پاسخي نميدادند، كه از روزهاي قبل از كنگره به طرز ناموجهي فضاي نظامي و اضطرابآور را در اردوگاهها ايجاد كردند. درِ ارگانها را بستند و تحركات نظامي عجيبي صورت گرفت.
با اين وجود من از تلاشهايم براي يافتن راهي نااميد نشدم. در نامه دوم تحت عنوان "در راه وحدت كومهله" پيشنهادات معيني را براي برون رفت، به كنگره دفتر سياسي و اكثريت كميته مركزي ارائه كردم كه با استقبال وسيع تشكيلات رويرو شد و 220 تن امضايشان را به پاي آن نهادند.(البته به دليل ديري وقت بسياري ديگر كه ميتوانستند با اين طرح موافق باشند،امضايشان را نتوانستيم بگيريم). اما با وجود اينكه اين طرح و امضا، رسماً به "كنگره" تحويل داده شد، با سكوت عجيبي روبرو شد.نمايندگاني كه در كنگره حضور دارند، با لاقيدي كامل به امضاي 220 تن پاسخي ندادند.
اكنون با پايان يافتن "كنگره" كه من آن را كنگره جناحي مينامم و انتخاب يك كميته مركزي جناحي و يك طرفه، به نظر ميرسد اين رفقا راه مشترك و رسيدن به توافق را مشكلتر و پر دردسرتر كردهاند.
اين وضعيت به طرز آشكاري نشان ميدهد كه كومهله نيازمند اصلاحات و تغييرات جدي است. اين وضعيت كومهله را در برابر چالش بس دشوارتري قرار داده است. نبايد نااميد شد. بايد به تلاشهايمان براي وحدت كومهله و براي از سر گذراندن اين شرايط دشوار دو چندان كرد. همانگونه كه در نامه اول خاطر نشان كردهام، ميتوان راهي براي برون رفت بيابيم. بستن يك كنگره جناحي، انتخابات يك كميته مركزي جناحي و بدون حضور نمايندگان اكثريت تشكيلات كومهله و لاقيدي و بيتفاوتي آشكار به ويژه دفتر سياسي به تلاشهاي وحدت طلبانه، مرا بيش از پيش متقاعد كرده است كه بايد براي اصلاحات عميق در كومهله تلاش كرد. اين ظرفيت و پتانسيل را در رفقا و جریان مدافع اين اصلاحات به وضوح احساس ميكنم و بايد با آنان هماهنگ شد و اعلام ميدارم عليرغم پارهاي ملاحظات سياسي و تشكيلاتي و با حفظ نظرات خود درباره بيانيه اين رفقا، همه رفقا را دعوت ميكنم به اين تلاشهاي به اعتقاد من رفرمخواهانه، وحدتطلبانه و تلاشهاي وسيع براي ممانعت از شكافهاي جديتر در صفوف كومهله و در طیف كومهله بزرگ بپيوندند.
اكنون با توجه به وضعيت جديد پيشنهادهاي زير را براي بررسي طرح ميكنم.
1) اكنون با پايان كنگره و برگزاري سمينار رفرم، توصيه اكيد من اين است كه اوضاع در اردوگاهها به حالت عادي بازگردانده شود. اين امر كمك ميكند كه از هرگونه تشنج و اصطكاكي ممانعت به عمل آوريم. بنابراين:
الف) اوضاع به قبل از كنگره در همه اردوگاهها بازگردانده شود.
ب) رفقايی كه مقيم شهرها هستند به منازل و مكان خود بازگردند.
ج) آرايش نيروها، ارگانها و سازماندهي به اوضاع سابق بازگردانده شود.
د) كميسيون مشتركي براي نظارت بر امر حفاظت، تداركات، رفت وآمد و غيره تشكيل گردد.
2) واقعيت اين است كه اينك دو جناح كاملاً متمايز از هم وجود دارد. بستن كنگرهاي جناحي و برگزاري "سمينار رفرم و رشد كومهله" اين واقعيت را انكار ناپذيرتر و صف بندي را مشخصتر كرده است. بنابراين بايد امكان داد كه هر دو جناح در كنار هم كار كنند. شرايط و ضوابط كاري و هماهنگي را ميان خود تعيين كنند.
3) پيشنهاد ميكنم كه يك رهبري مشترك از نمايندگان دو جناح شكل گيرد.
جلال ناوه
27مردادماه1386، 18اوت2007